پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

طراح قالب : آی تم

به اشتراک گذاشتن یافته ها و مقالات و نوشته ها

Oh woooah, oh woooooah, oh wooooah, oh.


You know you love me, I know you care,

میدونی که عاشقت هستم,میدونم که مواظبی

just shout whenever and I’ll be there.

فقط هر جا فریاد بزن و من اونجا خواهم بود

You are my love, you are my heart

تو عشق منی,تو قلب من هستی


ادامهـ مطلبـ
سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

We all think eating fruits means just buying fruits,

cutting it and just popping it into our mouths.

It's not as easy as you think.

It's important to know how and when to eat.

همه ما فکر ميکنيم که خوردن ميوه يعني خريد ميوه، پوست کندنش و فقط گذاشتنش توي دهان

به اين سادگي که فکر ميکنيد نيست

بسيار مهم است که بدانيم چگونه و چه وقت بايد ميوه بخوريم؟

What is the correct way of eating fruits?

راه صحيح خوردن ميوه ها چيست؟

ادامهـ مطلبـ
سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

سایتی پر از داستان 

 Welcome to American Folklore. This folklore site contains retellings of folktales, myths, legends, fairy tales, superstitions, weatherlore, and ghost stories from all over the Americas.


سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

 دیکشنری انگلیسی فارسی
• ترجمه کلمات انگليسي به فارسي توسط 20 ديکشنري تخصصي
• ترجمه کلمات فارسي
• استفاده از بانک وسیع کلمات ( بیش از 110,000 واژه)
• ترجمه هر متني به هر زباني به فارسي
• ترجمه متنهاي فارسي به انگليسي
• پيشنهاد کلمات موجود در ديکشنری
• ارائه کلمات مترادف ، متضاد ، هم ريشه کلمات انگلیسی (Synonym / Antonym)
• ارائه سخنان مشاهير بر اساس موضوعات جستجو (Famous sentence)
• ارائه نمونه جملات انگليسي و فارسي (Samples)
• ارائه نکات گرامري براي کلمات انگليسي و نحوه استفاده يک کلمه
• ارائه ضرب المثل هاي انگليسي و فارسي (Proverbs)
• ارائه اصطلاحات و تکه کلام های انگليسي و فارسي (Idioms)
• کمک ترجمه يک متن 300 کلمه ای (Multiple-Word English to Farsi Dictionary)
• دسترسي آنلاين و هميشگي به ديکشنري و فارغ از مشکلات فونت و سيستم عامل
• نگهداري نتايج جستجو جهت بهتر بخاطر سپردن کلمات انگليسي (My Memory)
• امکان افزایش معنی و توضیحات کلمات و امکان پرسیدن سوال در خصوص یک کلمه
• يکي ديگر از مزاياي اين ديکشنري رايگان بودن آن ميباشد
براي استفاده از ديکشنري فوق ميتوانيد از لينک زير استفاده کنيد:

دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

دشوارترین کلمات در زبان انگلیسی!

دانشمندان طی پژوهشی جدید به بررسی کلماتی پرداختند که صحیح نوشتن آن‌ها برای اغلب افرادی که زبان انگلیسی سروکار دارند، دشوار است.

کلمه "separate" به معنی "جدا، جداگانه‌ و تفکیک‌ کردن‌" در صدر لیست کلماتی قرار دارد که بیشترین غلط املایی هنگام نوشتن آن صورت می‌گیرد؛ اغلب افراد حرف a پس از p را به اشتباه e می‌نویسند.

دومین کلمه در لیست کلماتی که به اشتباه املاء(هجی) می‌شوند، "definitely" است که اکثر افراد در تشخیص محل به کار بردن حروف i و e دچار مشکل می‌شوند.

کلماتی چون "Manoeuvre " و "Occurrence" نیز در ادامه این لیست قرار دارند.

یکی از نکات جالب توجه در این پژوهش که بر روی 3 هزارو 500 نفر انجام گرفته آن است که اغلب انگلیسی زبانان مانند ما، کلمات انگلیسی را همان‌طور که تلفظ می‌شوند، نوشته و به این ترتیب اغلب اشتباه می‌کنند.

کلمات "consensus" و "unnecessary" و "Acceptable" و "referred"نیز در ادامه این لیست ده تایی قرار دارند.

2 سوم از افرادی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اذعان دارند که امکانات تصیح املاء کلمات در نرم‌افزارهای رایانه‌ای ویرایش کلمات، آنها را در صحیح نوشتن کلمات در نامه نگاری‌های دستی یا یادداشت‌نویسی ناتوان ساخته است.

نکته قابل توجه دیگر آن است که باوجود چنین اشتباهاتی در نوشتن، بیش از 77 درصد از افراد توانایی خود در صحیح نوشتن را با کلمات "خوب " یا "خیلی خوب" توصیف می‌کنند..

مالی بهتر از عقل و عبادتی مانند تفکر نیست.
دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

Hard Times Are Like a Washing Machine
, They Twist, Turn & Knock Us Around,
But In The End we Come Out Cleaner
, Brighter & Better Than Before…

Our Life Begins With Our Cry 

Our Life Ends With Others cry

Utilize This Gap & Laugh As Much As Possible Between these Cries 

I wish i the were tears of your eyes,
foll down by your check & die at your lips
if you were the tears of my eyes
i could have never cry for the fear of lossing you

Fish said to water you wont see my tears b'coz I am in the water
. Water replied but I can feel your tears b'coz you are in my heart
That is Friendship
A busy life makes prayers harder
But prayers make a hard and busy life easier
So always keep praying and
remember me in your prayers

Trust should be like the feeling of a one year old baby
when you throw him in the air ,he laughs
because he knows you will catch him
that’s Trust

Trusting God won’t make the mountain smaller

it will make climbing easier
Hope you will be able to climb
all your mountains always

Love is like standing in wet cement
the longer you stay..harder to leave
... And you can never leave
without leaving your marks behind

always there is a drop of madness in love.
yet always there is a drop of reason in madness.

service to others is the rent you pay for your room here on earh
when girls cancel a date they have to. But when boys cancel a date they have two
What is love? Those who don't like it call it responsibility.
Those who play with it call it a game. Those who don't have it call it a dream.
Those who understand it call it destiny. And me, I call it you
East Or West, Home is best

Those we love never go away...they walk beside us every day...unseen...unheard...still near...still loved...still missed and still very dear
FRIENDS r like puzzle pieces.If one goes away,that piece can never be REPLACED & the puzzle will never be whole again. YOU r a piece i will keep FOREVER

Easy Ways to Die:
Take a Cigar daily - You will die 10 years early.
Drink Rum daily - You will die 30 years early.
Love Someone Truly - You will die daily

I'll lend you my shoulder,
if you need to cry,
I'll lend you my life,
if you need to die,
I'll lend you my legs,
if you need to walk,
I'll lend you my voice,
if you need to talk,
I'll lend it all to you in the end,
because I am your friend!

Good song;few minuts happy,
good film;few hours happy
good college;few years happy
but a good person like you makes life long happy.
God is Now here

This can be read as "God is now here"

Or as" God is no w here"

Every thing in life depend on

how you look at them

love is like war

easy to start

and difficult to end

My heart is made 2 luv u, my lips are made 2 kis u, my eyes r made 2 c u, my
hands r made 2 hold u, evry part of me wants u, bcoz i was made just 4 u

Love is not blind; it simply enables one to see things others fail to see.

For, you see, each day I love you more, Today more than yesterday and less than tomorrow.

Your birth day is the perfect day to say I care, because you will remeber me when u certainly make it a big affair, and when you do hold a party... I bet you will be the one who would care to make ur special day a costly affair
A hundred times every day i remind myself that my inner and outer life are bassed on the labours of other men, living and dead , and that i must exert myself in order to give in the same measure as i have received. Albert Eintein

For every word you say,
another piece of my heart you take.
هر کلمه ای که به زبان می آوری بخشی از قلب مرا تسخیر می کنی
~ Tiara Johnson ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Where there is love, there is God also.

جایی که عشق هست خدا هم هست.
~ Leo Tolstoy ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love me for a reason,
let the reason be love

فقط به یک دلیل دوستم داشته باش: عشق
Never say goodbye when you still want to try.
Never give up when you still feel you can take it.
Never say you don’t love a person when you can’t let go.
هیچوقت تمام نکن وقتی هنوز می خواهی بجنگی
هیچوقت مایوس نشو وقتی هنوز می خواهی بدستش بیاوری
هیچوقت به کسی نگو دوستت ندارم وقتی نمی توانی ازش دل بکنی
~ Dons ~

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

He taught me how to love,
but not how to stop.
بهم آموخت چگونه عشق بوزرم اما نگفت چگونه تمامش کنم.
~ Unknown ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Is it better for a woman to marry a man who loves her
than a man she loves.
زنان بهتر است با مردی که دوستشان دارد ازدواج کنند تا مردی که خودشان دوست دارند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

It takes a minute to have a crush on someone,
an hour to like someone, and an day to love someone…
but it takes a lifetime to forget someone.

لحظه ای طول می کشد تا مجذوب کسی شوی
ساعتی طول می کشد تا به او علاقه مند شوی
و یک روز طول می کشد تا عاشقش شوی
اما یک عمر طول می کشد تا فراموشش کنی
~ Unknown ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

No one is perfect until you fall in love with them.

هیچکسی در نظر آدم کامل نیست مگر این که عاشقش باشی.
~ Unknown ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is like heaven, but it can hurt like hell.
عشق همچون بهشت است اما می تواند مانند جهنم عذاب آور باشد.
~ Unknown ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Why do you say you love me,
if you are only going to leave me?

چرا گفتی دوستم داری وقتی قصد داشتی ترکم کنی؟
~ Julia ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

People need love even when they don’t deserve it.

انسانها به عشق نیاز دارند حتی وقتی که سزاوارش نیستند
~ Nikki Ledbetter ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Maybe God put a few bad people in your life,
so when the right one came along you’d be thankful.
شاید خداوند افراد ناشایستی را در مسیر زندگی ات قرار داده باشد اما وقتی فرد ایده آل را پیدا کردی شکرگذار خواهی شد
~ Andrea Kiefer ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is the beginning of all the joy
which nature has store for us.

عشق آغاز تمام لذتهایی است که طبیعت برای ما در نظر گرفته است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Lucky is the man who is the first love of a woman,
but luckier is the woman who is the last love of a man.
مردی خوش شانس است که عشق اول زنی باشد
اما خوش شانس تر زنی است که عشق اول مردی باشد
~ Unknown ~
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Do you love me because I am beautiful
or am I beautiful because I am loved?
دوستم داری چون زیبا هستم
یا زیبا هستم چون عاشقمی؟

دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

Absence m)ake the heart grow fonder
دوری و دوستی
Action is proper fruit of knowledge
عالم بی علم مثل درخت بی ثمر است)
After dead the doctor

نوش دارو پس از مرگ سهراب
when sundays meet together!!!!
یعنی وقت گل نی!!!!
All is for the best
(هر چه پیش آید خوش آید)
evrey cloud has a silver lining

در ناامیدی بسی امید است
some hope, what hope .
بزک نمیر بهار میاد
no pain no gain
نابرده رنج گنج میسر نشود
Bad news travels fast
(یک کلاغ چهل کلاغ)
A Bad workman always blames his tools
(رقاص نمی تواند برقید می گوید زمین کج است)
Barking dogs seldom bite
(از آن نترس که های و هوی دارد، ار آن بترس که سر به تو دارد.)
To Beat you to frighten him
(به در می گویم که دیوار بشنود.)
To become rich overnight
يك شبه ره صد ساله رفتن
Beauty is the eye of the beholder
(علف باید به دهن بزی شیرین بیاید)
Be slow of giving advice,ready to do a service
(به عمل کار برآید به سخن دانی نیست)
Better bend than break

(کار از محکم کاری عیب نمی کند.)
Better late than never
(دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.)
Better face in danger once than to be always in danger
(مرگ یکبار، شیون هم یکبار)
A Big head has a big ache
(هر که بامش بیش برفش بیشتر)
The Biter is some times bit
(دست بالای دست بسیار است)
Call a spade a spade
(چیزی که عیان است ، چه حاجت به بیان است)
The Cat dreams of mice
(شتر در خواب بیند پنبه دانه.)
Cattle do not die from crows cursing

از دعای گربه سیاه بارون نمیاید

one nail drives another
غم نو غم کهنه را از بین میبرد
How did you make out
شیری یا روباه
to make a virtue of necessary

صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتن

Alls well that ends well

موفقیت ارزش تلاش رو دارد

A penny won't Make me , Or breake me

- اين پول نه منو فقير ميكنه نه پولدار

- تمثيلي از عنصري :

اين يك دم عاريت چه ادبار و چه بخت

چون ميگزرد كار چه آسان و چه سخت

چون جاي دگر نهاد مي بايد رخت

نزديك خردمند چه تابوت و چه تخت

Penny and penny laid up will make many

سعدي مي فرمايد :

اندك اندك به هم شود بسيار

دانه دانه است غله در انبار

- اندك اندك خيلي شود قطره قطره سيلي

- ناصح تبريزي ميگويد :

ميتوان از قطره اشكي به مطلب ها رسيد

گاه باشد خرمني حاصل شود از دانه اي

He doesnt have a panny to bless himself with

He has not a penny to bless himself

اين مثل كنايه از شدت فقر و تهي دستي است

- آه در بساط ندارد كه با ناله سودا كند

- فرشش زمين و لحافش آسمان است

- گور ندارد كه كفن داشته باشد

- در هفت آسمان ستاره اي ندارد

دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

ادرسی برای دانلود کتابهای صوتی انگلیسی


یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

منابع مرجع دانشگاهی رشته آموزش زبان انگلیسی برای آمادگی در کنکور کارشناسی ارشد

روش تدریس (Methodology):
Techniques & Principles in Language Teaching
Dian Larsen – Freeman. 1986

Developing second – Language skills.
Chastain, K. 1976

Principles of Language learning & Teaching (4th Edition)
H. Douglas Brown. 2000

Approaches & Methods in Language Teaching.
Richards & Rodgers. 1990

Teaching Foreign – Language Skills.
Rivers, w. 1968

زبان‌شناسی (Linguistics):
The study of language, George Yule, 1988

An introduction to language (3rd Edition).
Fromkin, v, 1983

Language and Linguistics.
Falk. J. 1985

آزمون‌سازی( (Testing:
Language Skills Testing. From theory to Practice
Dr. H. Farhady, Dr.A. Jafarpoor, Dr. P. BirJandi 1994

Writing English Language Tests, New Edition
J. B Heaton, 1997

Techniques in Testing
Harolds. Madsen, 1983

زبان عمومی:
۱- گرامر:

*      - گرامر ARCO
*      - کتاب تافل ،Bruce Roger ،EFL.Thomson
*      (Aronson) Grammar digest -
*      - دستور و نگارش برای دانشجویان دانشگاه‌ها. دکتر بهروز عزبدفتری- انتشارات سمت

۲- کتاب‌های درک مطلب و واژگان:
*      Essential words for TOFEL
*      واژه‌های مترادف و کاربرد آنها دکتر نوروزی خیابانی انتشارات دانشگاه تهران
*      A Vocabulary Workbook for ESL
*      کتاب‌های تافل  NTC.  CBT(2004)‍ CBT. Combridge
*      ۱۱۰۰ Words
*      (Levine) vocabulary for college bound students
*       کتاب‌های درک مطلب (Reading Comprehension)
*      بخش Reading کتاب‌های TOEFL

*      بخش Reading کتاب‌های

منابع مرجع دانشگاهی رشته زبان و ادبیات  انگلیسی برای آمادگی در کنکور کارشناسی ارشد
تاریخ ادبیات:

·         Abrams, M. H. et al. The Norton Anthology of English Literature. 7th ed. New York: W. W. Norton, 1999
·         Sokhanvar, Jalal and Hooshang Honarvar, ed. The Abridged Edition of The Norton Anthology of English Literature
·         Abrams, M. H. et al. The Norton Anthology of English Literature: The Major Authors. 5th ed. New York. W. W. Norton, 1986
·         Thornley, G. C. and Gwyneth Roberts. An Outline of English Literature. Longman, 1984
·         Abjadian, Amrollah. A Survey of English Literature. 2 vols. Tehran: SAMT, 2000.
·         Sanders, Andrew. The Short Oxford History of English Literature. 2nd ed. Oxford: Oxford University Press, 1999
·         Drabble, Margaret. The Oxford Companion to English Literature
·         Ousby, Ian. Cambridge Paperback Guide to Literature in English
·         High, Peter. B. An Outline of American Literature
·       Lawrence  , etal. The Mcgraw- Hill Guide of English Literature.

مکاتب ادبی:
·         Haghighi, Manoochehr. Literary Schools for University Students. Tehran: Avaye Nooor, 1993
·         Yeganeh, Farah. Literary Schools: A Reader. Tehran: Rahnama Press, 2002.

نقد ادبی:
·         Bressler, Charles. Literary Criticism: An Introduction to Theory and Practice. NJ: Prentice Hall Inc, 1994
·         Daiches, David. Critical Approaches to Literature
·         Dutton, Richard. An Introduction to Literary Criticism. Hong Kong: Longman York Press, 1984
·         Guerin, Wilfred et al. A Handbook of Critical Approaches to Literature. 2nd ed. NY: Harper and Row
·         Hall, Vernon. A Short History of Literary Criticism. London: The Merlin Press, 1964
·         Bertens, Hans. Literary Theory The Basics. New York: Routledge, 2001
·         Bressler, Charles. Literary Criticism: An Introduction to Theory and Practice. 4th ed. New Jersey: Pearson Prentice Hall, 2007
·         Guerin, Wilfred et al. A Handbook of Critical Approaches to Literature. 5th ed Oxford: Oxford University Press, 2005
·         Gholamhosseinzade, Gharib Reza. A Handbook of History of Literary Criticism (From Plato to T.S Eliot). Tehran: Rahnama, 2006

·         Abrams, M. H. et al. The Norton Anthology of English Literature. 7th ed. 2 Vols. New York: W. W. Norton, 1999
·         Perrine, Lawrence. Literature: Structure, Sound and Sense. Poetry. 2nd ed. New York: Harcourt Brace, 1974
·         Beach, Christopher. The Cambridge Introduction to Twentieth-Century American Poetry. New York: Cambridge University Press, 2003

·         رمان های جین آستن، امیلی برونته، شارلوت برونته، چارلز دیکنز، جورج الیوت، توماس هاردی، جوزف کنراد، دی اچ لارنس و ویرجینیا وولف
·         Hawthorn, Jeremy. Studying the Novel: An Introduction. New York: Edward Arnold, 1985

نمایش نامه:
·         Perrine, Lawrence. Literature: Structure, Sound and Sense. Drama. 2nd ed. New York: Harcourt Brace, 1974
·         نمایش نامه های اصلی کریستوفر مارلو، ویلیام شکسپیر، اسکار وایلد، برنارد شاو، ساموئل بکت و هرولد پینتر
·         سخنور، جلال. ساخت نمایش. تهران: انتشارات رهنما، ۱۳۸۵

آرایه ها و اصطلاحات ادبی:
·   Abrams, M.H.A Glossery of literary Terms. 8th ed. Boston: Thomson Wadsworth, 2005
·         Cuddon, J. A. A Dictionary of literary Terms. Middlesex: Penguin Books Ltd, 1979
·         Peck, John and Martin Coyle. Literary Terms and Criticism. 3rded. London: Palgrave macmillan, 2002
·         Sokhanvar, Jalal. The Practice of Literary Terminology

زبان عمومی:
۱- گرامر:
*      گرامر ARCO
*      کتاب تافل ،Bruce Roger ،EFL.Thomson
*      (Aronson) Grammar digest
*      دستور و نگارش برای دانشجویان دانشگاه‌ها. دکتر بهروز عزبدفتری- انتشارات سمت

۲- کتاب‌های درک مطلب و واژگان:
*      Essential words for TOFEL
*      واژه‌های مترادف و کاربرد آنها دکتر نوروزی خیابانی انتشارات دانشگاه تهران
*      A Vocabulary Workbook for ESL
*      کتاب‌های تافل  NTC.  CBT(2004)‍ CBT. Combridge
*      ۱۱۰۰ Words
*      (Levine) vocabulary for college bound students
*       کتاب‌های درک مطلب (Reading Comprehension)
*      بخش Reading کتاب‌های TOEFL

*      بخش Reading کتاب‌های

منابع مرجع دانشگاهی رشته مترجمی زبان انگلیسی برای آمادگی در کنکور کارشناسی ارشد

مبانی نظری و اصول روش ترجمه:
(Linguistics applied to translation studies)

* مقاله دکتر فرحزاد- دانشگاه علامه طباطبایی
* تئوری‌های ترجمه- دکتر علی میرعمادی- انتشارات سمت
* A text book of translation
* اصول و روش ترجمه- دکتر کاظم لطفی پورساعدی
* Basil،Hatim) Translation, an advanced resorce book Jeremy munday)


* Farid: A vocabulary workook for ELS‌ students
* واژه‌شناسی . دانشگاه پیام نور – دکتر تجویدی

مهارت ترجمه فارسی به انگلیسی و بالعکس:
*      بررسی ترجمه متون اسلامی ۱ و ۲ دکتر اناری و دکتر الهی قمشه‌ای انتشارات سمت
*      کاربرد اصطلاحات و تعبیرات غفار تجلی انتشارات سمت
*      ترجمه متون اقتصادی دانشگاه پیام نور دکتر جعفری گهر
*      ترجمه اسناد ۱ و ۲ دانشگاه پیام نور استاد توانگر
*      ترجمه اسناد و مدارک اصلان زاده انتشارات سمت
*      ترجمه متون سیاسی دانشگاه پیام نور
*      ترجمه متون مطبوعاتی دانشگاه پیام نور
*      فرهنگ اصطلاحات سیاسی: دکتر نوروزی خیابانی

بررسی مقابله‌ای ساخت جمله :
*      بررسی مقابله‌ای ساخت فارسی به انگلیسی و تجزیه و تحلیل خطاها – دکتر    ضیاء حسینی – نشر ویرا
*      Contarstive analysis (دکتر جعفرپور- انتشارات پیام نور)
* Contrastive analysis  (دکتر محمدعلی کشاورز)

زبان شناسی ترجمه:
*       کتاب جورج یورلThe Study of Language: G.Y
*      فصل‌های:
-word formation
-language variaties
-language society and culture

*      Fromkin
*      Finch: Linguixtic terms and concepts

دستور زبان فارسی:
*      دستور زبان فارسی – احمدی گیوی و انوری
*      دستور زبان فارسی – دکتر خانلری
*      ساخت اشتقاقی واژه در فارسی امروز – دکتر ایران کلباسی

زبان عمومی:
*              گرامر ARCO
*               کتاب تافل Thomson ، EFL. CBT, Bruce Roger
*               Grammar digest (Aronson)
*               دستور و نگارش برای دانشجویان دانشگاه‌ها. دکتر بهروز عزبدفتری- انتشارات سمت

کتاب‌های درک مطلب و واژگان:
*               Essential words for TOFEL
*               واژه‌های مترادف و کاربرد آنها دکتر نوروزی خیابانی انتشارات دانشگاه تهران
*               A Vocabulary Workbook for ESL
*               کتاب‌های تافل Combridge.CBT(2004).NTC
*               ۱۱۰۰ words
*               (Levine) vocabulary for college bound student
*             کتاب‌های درک مطلب (Reading Comprehension)
*              بخش Reading کتابهای TOEFL

یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

اغلب واژگان فارسی توسط زبان های واسط وارد انگلیسی شده اند، مانند Paradise که به دوران پیوند تاریخی ایرانیان با یونانیان و رومیان بازمی گردد.
فارسی دومین زبان مهم در جهان اسلام است و برتری زیادی بر دیگر زبان ها ی اسلامی دارد و واژگان آن در زبان های دنیای اسلام راه پیدا کرده.
از سده ی 16 میلادی انگلیسی ها بنادر شرقی دریای مدیترانه در خاک عثمانی را در دست گرفتند و از این راه واژگانی از ترکی با ریشه ی فارسی به انگلیسی وارد شد؛ همچنین برخی از این واژگان از هندی و در زمان حکومت انگلستان بر هند به این زبان وارد شد.زیرا فارسی پیش از حکومت انگلیسی ها در هند زبان رسمی بود. برخی نیز توسط رابطه عرب ها با اروپاییان، بخصوص اسپانیایی ها در انگلیسی به وام گرفته شد.ریشه تمام این لغات در لغت نامه بزرگ دهخدا نوشته شده است .
سکه و واحد وزن ایرانی و افغانی. ریشه شناسی: عباس + ی (پسوند فارسی) . مربوط به شاه عباس اول (مرگ 1007).
سازنده یا فروشنده ی مشروب. ریشه شناسی:آب(فارسی باستان pi-) +کار (از فارسی میانه)
ریشه شناسی: "Abkari" ساختن یا فروختن مشروبات سکر آور.
ریشه شناسی: شاید از "اسپند" فارسی.شراب الکلی از مخلوط شراب با افسنطین.
ریشه شناسی: فارسی. کارت بازی ایرانی مانند پوکر و با همان استدلال.
ریشه شناسی: یونانی شده ی نام فارسی باستان "هخامنشی".
ریشه شناسی: فارسی "آچار".در هند قسمتی از غذا که ترشی یا چاشنی است.
ریشه شناسی: عربی"عفریت"، شاید از فارسی"afraid" ساخته شده باشد. در اساطیر عرب هیولایی قوی و اهریمنی بود.
واژه ی افغان با پسوند فارسی –ستان. درکل به معنای"جایگاه افغان ها".
فارسی "اهریمن"، روح پلید در آیین زرتشتی.
ریشه شناسی: فارسی"آهو"، از فارسی میانه "ahuk". بزکوهی و غزال.
واژه شناسی:چینی"a-hong"، از فارسی "آخوند" (الهی شناس و واعظ) .
Ahura Mazda
فارسی باستان "Ahura mazdā "، در آیین زرتشتی خدا را گویند و به معنای"خدای خرد".
ریشه شناسی: هندی"akhundzada"، از فارسی"آخوندزاده".در هندی لقبی برای بزرگ زادگان.
از نام"خوارزمی"، دانشمند ایرانی.
از عربی"الکاکنج" (: گیاه عروسک پشت پرده)، از فارسی"کاکنج"(kakunaj).
ریشه شناسی:هندی و فارسی"امان"، از عربی"امانة" با پسوند فارسی"-ی".
Angra Mainyu
صورت کهن اهریمن.
ریشه شناسی: لاتین متاخر، از یونانی "angareia"، از فارسی ""angaros (پیک شاهی). در قانون مدنی رومی: خدمات اجباری حکومت، فرمانروا، یا کلیسا.
ریشه شناسی: انگلیسی میانهangel، از فرانسوی باستان angele، از لاتین متاخرangelus، از یونانی angelos (در ترجمه ی واژه ی عبری mal'kh"فرشته")، احتمالاً با ریشه ی ایرانی؛ angaros یونانی از پیک شاهی ایرانی (هخامنشی)؛ شاید همریشه با سنسکریت angirasبه معنای نخستین گروه پرتو های آفریده ی ایزدی. روان های ماوراءالطبیعه در الهیات ایرانی، یهودی، مسیحی و اسلامی که عموماً با بال مجسم می شوند و فرستادگان خدا، واسطه های ایزدی و نگهبانان مخصوص فرد یا ملت هستند.
ریشه شناسی: فارسی باستان"apadana"، به معنای کاخ. از apa پیوسته +dana محوطه.
الزاما نباید ریشه ی فارسی داشته باشد اگرچه نخستین بار در کتیبه های هخامنشی نام "Armina" ثبت شده.
از "زرنیگ"(zarnig).
ازفارسی باستان "Arya"، سرزمین و مردم آریا= ایران.
ازفارسی باستان "Aryanam"، سرزمین و مردم آریا = ایران.
ریشه شناسی: فارسیaza (مصطکی) + لاتین foetida. صمغ خوردنی مانند آدامس از گیاه ایرانی و هند شرقی از خانواده ی آنقوزه.با بو و مزه ی قوی، و در گیاهپزشکی در داروی ضد تشنج به کار می رود.
روح شیطانی، شاهزاده ی دیوان، از لاتین Asmodaeus، از یونانی Asmodaios، از عبری تلمودی Ashmeday، از اوستایی Aesh-ma-daeva به معنای "Aeshma ی فریبنده".
این واژه از "حشاشین"(پیروان حسن صباح) آمده.
از فارسی "بادنجان" که خود این واژه نیز ممکن است از سنسکریت آمده باشد.
ریشه شناسی: عربی "عمل" + دار (پسوند فارسی). تحصیلدار در هند.
به زیر بنگرید.
ریشه شناسی: اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان(فارسی میانه Avastik) + an انگلیسی.
ریشه شناسی: لاتین نو، از فارسی "آزاد درخت"، درخت آزاده و اصیل.
ریشه شناسی: فرانسوی azédarac، از فارسی "آزاد درخت"، درخت آزاده و اصیل.
از فارسی"آشیانه".
Azure (color)
از لاتین میانه azura، از فارسی "لاجورد".
ریشه شناسی: از فارسی "پاپوش".
ریشه شناسی: فارسی گیاه "بابُل"، همریشه با سنسکریت babbula، babbla( درخت صمغ عربی). این درخت احتمالاً بومی سودان است اما از شمال آفریقا تا آسیا و هند گسترده شده.
ریشه شناسی: فرانسوی badiane، از فارسی گیاه "بادیان".
از فارسی میانه "بغداد"Bhagadad به معنای "هدیه ی خدا".
ریشه شناسی: فارسی "بختیار" Bakhtyr، شاید از "بخت یار" به معنای "خوشبخت". عضوی از مردم بختیاری.
از فارسی "بخشش" از فعل "بخشیدن".در انگلیسی به معنای انعام.
ریشه شناسی: شاید از هندی، از فارسی "بالا"(از فارسی میانه) + هندی gaht "گذشتن". فلات برفراز کوه ها.
ریشه شناسی: فارسی "بلوچ"،"بلوچی". از اقوام هندوایرانی که در ناحیه ی بلوچستان زندگی می کنند.
ریشه شناسی: ناحیه ای در آسیای غربی، از فارسی "بلوچستان".قالیچه ای با رنگ های تیره که توسط چادرنشینان بلوچی و سیستانی بافته می شود.
Ban (title)
فرماندار کرواسی، از صربو-کرواتی."ارباب، فرماندار، حکمران"، از فارسی "بان".

ممکن است ازفارسی"خانه" یا "برج و بارو" باشد.
ریشه شناسی: فارسی"بَرسم"، از فارسی میانه bursam، از اوستایی barsman.چوبی مقدس در آیین زرتشتی.
ریشه شناسی: هندی bas، از فارسی "بس" به معنای "کافی و اندازه".
از فارسی "بازار"، از فارسی میانه bahâ-zâr به معنای "جای قیمت".
ریشه شناسی: هندی bazigar، از فارسی"بازیگر". برای نامیدن چادرنشینان دوره گرد مسلمان در هند به کار می رود.
ریشه شناسی: فرانسوی میانه bedegard، از فارسی "باداورد".نوعی گیاه.
ریشه شناسی: هندی begaar، از فارسی "بیکار".
بنگرید به بالا.
ریشه شناسی: فرانسوی، شاید از ایتالیایی پنبه bambagia، از لاتین میانه bambac-,bambax، از یونانی میانه bambak-,bambax، احتمالاً از واژه ای ترکی که اکنون پنبه pamuk می خوانند و احتمالاً با منشا فارسی "پنبه". پارچه ساخته شده با پنبه با رنگ قهوه ای مایل به زرد خاکستری. این واژه شاید هم از cam byses گرفته شده باشد ( یونانی byssos لباس فاخر، bysses یا byses به نخ درجه یک می گفتند که لباس شاهزادگان پارسی بود.) فارسی "کمبوجیه"، بابلی kam buzi، نام شاه ایران که به لباسش تعمیم داده شده.
ریشه شناسی: فرانسوی، از عربی "بَلیلَج"، از فارسی گیاه "بلیله". میوه ای از خانواده ی بادام هندی.
ریشه شناسی: از فارسی "بَلَم"،قایق هشت نفره.
ریشه شناسی: هندی benaam، از فارسی "به نام"+ "-ی".
از "پادزهز".که بیشتر در پزشکی و رنگسازی شرقی کاربرد دارد.
ریشه شناسی: از فارسی"بهشتی".در هند: حمل کننده ی مخصوص آب برای خانه یا هنگ.
ریشه شناسی: هندی bhumidar، از "بوم" زمین(از سنسکریت و ایرانی Bumi و فارسی باستان Bum) +"دار"(پسوند فارسی). در هند: زمیندار بزرگ.
Bibi ریشه شناسی: هندی bibi، از فارسی.
ریشه شناسی: هندی beldar، از فارسی "بیل دار".در کاربرد حفار و حفرکننده.
ریشه شناسی: هندی و اردو biryaan، از فارسی "بِریان". غذایی هندی مخلوطی از:گوشت یا ماهی، سبزیجات، برنج همراه با زعفران و زردچوبه.
ریشه شناسی: هندی babarchi، از فارسی "باورچی" آشپز مرد.
ریشه شناسی:از فرانسوی میانه bombace، از لاتین میانه bombac-، از لاتین bombyc-،ابریشم و کرم ابریشم، از یونانی bombyk-، ابریشم و جامه ی ابریشمین؛ احتمالاً از ریشه ی فارسی "پنبه".
ریشه شناسی: از فارسی "بوره".sodium borate.
ترکی bostanci،به معنای باغبان.از bostan از فارسی "بوستان":"بو" عطر +"ستان" جایگاه. شغلی درباری در باغ های سلطنتی عثمانی.

ریشه شناسی: شاید از فارسی فلز"برنج".
ریشه شناسی: از فارسی "بادنجان"، احتمالاً از سنسکریت vaatingana .
ریشه شناسی: هندی bakhsis، از فارسی "بخشش".
ریشه شناسی: فارسی "بد معاش"،"بد"(از فارسی میانه vat) + معاش(عربی).در هند به شخص بد سیرت و هرزه گویند.
ریشه شناسی: فارسی "بخشی"(بخشنده).در هند: مامور پرداخت .
ریشه شناسی: از ریشه ی ایرانی و گرفته شده از عربی. فارسی "بلبل".
ریشه شناسی: هندی band، از فارسی "بند". درهند: سدی برای جلوگیری از نفوذ آب.
Bunder Boat
ریشه شناسی: هندی bandar، از فارسی "بندر". قایق ساحلی در خاور دور.
ریشه شناسی: هندی band-o-bast،از فارسی "بند و بست". در هند: مرتب یا تصویه کردن جزییات.
ریشه شناسی: روسی، احتمالاً از buryi "قهوه ای تیره"(اسب). احتمالاً از ریشه ی ترکی burقرمز روباهی؛ این واژه احتمالاً از فارسی گرفته شده "بور" (قهوه ای مایل به سرخ).
ریشه شناسی: هندی barqandz،از فارسی "برق انداز". "برق" (عربی) + "انداز". نیروهای مسلح یا پلیس هند در سده 18 و 19 میلادی.
از فارسی "بز کشی".
ریشه شناسی: روسی kaftan، از ترکی، از فارسی "خفتان".ردایی نظامی ،تا قوزک پا و آستین های بسیار بلند و پرشده از پنبه یا ابریشم و یراق کمربندی رایج در سده های میانی اسلام.
احتمالاً از فارسی "خربزه".
ریشه شناسی: از فارسی "قلیان".
ریشه شناسی: فارسی "قلندر"، از عربی، از فارسی kalandar(کلندر؟) انسان ژولیده، یکی از فرقه های صوفیه که درویشانه زندگی می کردند.
ریشه شناسی: انگلیسی میانه، از فرانسوی میانه camocas یا لاتین میانه camoca،از عربی "کمخا"، از فارسی "کَمخا" پارچه ای منقش از ابریشم یا موی شتر .
فارسی باستان Kabujia. فارسی "کمبوجیه".نام کشور کامبوج بنگرید به Kamboh.
از عربی "قندی"، از فارسی "قند".
از عربی"قرافه"، "پاشیدن"، از فارسی "قرابه".
ریشه شناسی: ایتالیایی caravana، carovana، از فارسی"کاروان".
ریشه شناسی: فارسی "کاروانسرا".
ریشه شناسی: فرانسوی میانهcarcasse ، از فرانسوی باستان carcois، شاید از carquois، carquais به معنای ترکش، از تغییر tarquais، از لاتین میانه tarcasius،از عربی "ترکَش"، از فارسی "ترکش".از تیر (از فارسی باستان tigra "نوک تیز") + -کش(از "کشیدن"، از اوستایی karsh-).
ریشه شناسی: هندی kaarkun، از فارسی "کارکُن".در هند: دفتر دار،منشی.
ریشه شناسی: از سنسکریت karsa، واحدی در وزن طلا و نقره، همریشه با فارسی باستان karsha-، واحد پولی ایران هخامنشی.
ریشه شناسی: فرانسوی میانه casaque، از فارسی "کژاکند"(قزاگند). "کژ"(کج) ابریشم کم بها + "آگند"(از آکندن: پر کردن).لباسی که درون آنرا با ابریشم و پنبه پر می کردند.
از فرانسوی caviar، از ایتالیایی یا ترکی وارد انگلیسی شده، از فارسی "خاویار"= "خایه"(بیضوی) + "دار" (دارنده)
لاتین میانه ceterah، از "شیطرگ",فارسی "شاه تره".گیاهی از خانواده ی سرخس.
هندی caddar، از فارسی "چادر". پوشش رایج میان بانوان مسلمان و هندو، به ویژه در ایران و هند.
هندی chakor، از فارسی "چاکِر". در هند: خادم و نوکر خانه و دفتر.
"چاکری". در هند: خادم خانگی و عمومی.
از پنجابی chakdar، از chak("حق تصدی" از سنسکریت cakra) + "دار".در هند: مالک دارای زمین های اجاره ای و برزگران.
اسلاوی باستان zledica "باران منجمد"،فارسی "ژاله"(در معنای تگرگ).
فارسی "چپاو" یا "چپاول". Charka
هندی carkha، از فارسی "چرخه".چرخ (از فارسی میانه chark، اوستایی chaxra-، سنسکریت cakra). دستگاهی که در هند برای ریسیدن پنبه استفاده می کنند.
از فارسی "چارپای".رختخواب طنابی در هند.
هندی cabuk، از فارسی "چابک".در هند: تازیانه ی بزرگ.
از فارسی "چِک".ایرانیان برای نخستین بار چک را اختراع کردند.بانک ها در امپراتوری ساسانی در سده نخست پ.م اوراق بهاداری را به کار می بردند به نام "چک".که پایه ی چک های امروزی است.
از فرانسوی باستان eschequier "جلوگیری کردن"(در شطرنج)، از eschec، از لاتین میانه scaccus، از فارسی"شاه"(در شطرنج).در سده ی هفده این کلمه معنای عمومی "ممانعت کردن از دزدی" را گرفت و سرانجام در 1798 نام نخستین چک های بانکی را به خود گرفت.
از فرانسوی میانه eschec mat، از فارسی "شاه مات"( شاه نمی تواند بگریزد), شطرنج.
از روسی shach، از فارسی "شاه"، مختصر "شاه مات", شطرنج.
ریشه شناسی: احتمالاً از فارسی "چینی".پارچه ای پشمی در سده های 17 و 18.
هندیciq، از فارسی chiq. پرده و محافظی برای ورودی ساختمان در هند و آسیای شرقی.
ریشه شناسی:هندیcilam، از فارسی "چَلَم".
ریشه شناسی:هندیcilamci ، از فارسی "چَلَمچی".در هند:ظرف فلزی شستشو.
از فارسی "(ظرف)چینی"، از چینی.
هندی chinar، از فارسی "چنار". گونه ای درخت آسیایی.
هندی cobdar، از فارسی "چوبدار". "چوب" (از فارسی میانه chup) + "دار".
احتمالاً از عربی "زنجَفر"، از فارسی "شنگرف".
انگلیسی میانه combe، از انگلیسی باستان cumb،واحد اندازه گیری مایعات؛ وابسته با آلمانی میانه ی جنوبی kump قدح ،کاسه و آلمانی میانه ی شمالی kumpf، فارسی "گنبد".
ریشه شناسی: هندیkalg، از فارسی "کلگی" پر تزیینی. پری که هندیان بر دستار سرخود ی زدند.
هندی kamarband، از فارسی "کمربند".
هندی khush، از فارسی "خوش".
Daeva، deva از اوستایی daevo؛ فارسی "دیو". روح شیطانی در آیین زرتشتی.
از فارسی "دفعه دار". "دفعه"(عربی)+ "دار".
هندی daftar، از فارسی "دفتر"، از عربی "دِفتر"، از یونانی diphtheria(چرم، پارچه نوشتنی).
ریشه شناسی: هندی daftardar، از فارسی "دفتردار".
ریشه شناسی: فارسی "دخمه"،از فارسی میانه dakhmak، از اوستایی daxma-(مکان جنازه).
ریشه شناسی:هندی daroga، از فارسی "داروغه". در هند: رییس افسران.
از فارسی "درویش".
هندی darzi، از فارسی "درزی".خیاط یا صنف خیاطان هندو در هند.
سنسکریت dassa دشمن،بنده، احتمالاً وابسته با فارسی "داه" غلام، اوستایی dahyn-، dainhu-، danghu- سرزمین، فارسی باستان dahyn- سرزمین، ایالت، سنسکریت dasyu بیگانه. خادم هندویی در هند.
هندی dastur سنت، از فارسی "دستور". هزینه ی عمومی.
از فارسی "دستور". موبد موبدان در کیش زرتشتیان هند.
هندی dasturi، از فارسی "دستور".پاداش.
ترکی، از فارسی "دفتردار". در ترکیه :مامور حساب های مالی.
فارسی"دِه وَر".ارباب دارای بنده و غلام.
از فارسی "درویش"، از فارسی میانه darweesh.
ریشه شناسی: هندی diwan، از فارسی "دیوان".کتاب محاسبات.
از فرانسوی "نیم فنجان" demi+tasse. فرانسوی باستان وام گرفته از عربی "تسَه" از فارسی "تشت".
از فارسی "دیو".
از فارسی "دیوان"، از فارسی باستانdipi ("نوشته")+ vahanam("خانه").
ریشه شناسی: فارسی"دوآب".سرزمینی در میان دو رودخانه.
ریشه شناسی: از فارسی"دوگانه"، دیوان محاسبه. گمرگ ایتالیایی.
ریشه شناسی: از فارسی"دیوان".گمرک.
ریشه شناسی: از فارسی"دبه".بطری چرمی در هند برای نگهداری روغن و مایعات.
ریشه شناسی: از "دفتر"+"-ی".پسر ان پادو در ادارات و دفاتر.
ریشه شناسی: فارسی"دُمب". گوسفند دم پهن بخارایی و قرقیزی.
ریشه شناسی: از فارسی "دربار". حضار در برابر شاه.
ریشه شناسی: از فارسی "دربان"."در"(از فارسی میانهdar، از فارسی باستان duvar-)+ "بان".
ریشه شناسی: هندی dastak، از فارسی "دستک/دسته".(دستگیره)
لاتین نوemblica ،از عربی "اَملَج"، از فارسی" آمُله".درختی از خانواده ی Phyllanthus emblica.
هندی in'aamdaar، از فارسی "انعام دار".
از فارسی باستان Ufratu"شایسته برای عبور".
عربی "فرسخ"، از فارسی "فرسنگ". واح اندازه گیری در حدود 10 کیلومتر.
نامی برای زبان فارسی در عربی. در عربی "پ" وجود ندارد و این نام پس از حمله ی اعراب به ایران به جای "پارسی" در ایران رایج شد.
هندی fawjdaar، از فارسی "فوج دار"."فوج"(عربی)+"دار".افسرجزء در هند.
از فارسی "فوج داری".دادگاه جنایی در هند. Ferghan
از فارسی "فرغانه".منطقه ای در آسیای مرکزی.نوعی قالیچه ایرانی که با پنبه بافته می شود.با زمینه ی آبی یا قرمز تیره و با گل حنا رنگ آمیزی می شود و بسیار نفیس است.
از فارسی "فرنگی"، از فرانسوی. Frankish.شخص اروپایی.زیرا اولین برخورد مسلمانان با اروپاییان بخصوص اروپایین غربی در زمان "شارلمانی" پادشاه فرانک ها رخ داد.عربی"فرنجی" و در عثمانی با تلفظ feringhee.
انگلیس میانه، از فرانسوی میانه fierce، از عربی"فَرزَن"، از فارسی "فرزین".وزیر شطرنج.
عربی "فدا"+"-ی".فداییان و پیروان اسماعیلیه و حشاشین.
از فارسی "فرمان"، از فارسی باستان framânâ.
از فارسی"گچ".
از فارسی"گَردان".آمیختن.
از فارسی "خَلَنجان".گونه ای گیاه.
احتمالاً از فارسی میانه angArah"هندوانه".خیار ریز هندی که در خیارترشی استفاده می شود.
از فارسی "گوره خر".در هند :خر های وحشی در شمال هند.
از فارسی "گئُر/گَبر".(آتش پرست).
از لاتین gigeria امحا پرنده، شاید از فارسی "جگر".
نزدیک یهgysard، تحول یافته یgysar، از انگلیسی میانه giser،gyser، از فرانسوی باستان شمالی guisier "جگر"(مخصوصا برای پرندگان)، از لاتین gigeria، شاید از فارسی که با "جگر" پیوند دارد.
ریشه شناسی: فارسی "گل".گل سرخ.
ریشه شناسی:"گل"+"حنا" (عربی).نوعی قالیچه ایرانی.
ریشه شناسی:هندی gulmohur،از فارسی "گل مُهر".سکه ی طلا.
ریشه شناسه:هندیgãj، از ریشه ی ایرانی.فارسی "گنج".
ریشه شناسه:احتمالاً تغییر یافته ی (متأثر در واژه ی gymnasium) هندی gend-khana "جای شلوغ".از فارسی"خانه".
هندیhalalkhor، از فارسی "حلال خور".
هندی hawaldar، "حواله"(عربی)+ "دار".افسر وظیفه و مامور اجرایی در ارتش هند.
از فارسی "هیلاج".وضعیت ستارگان در نجوم برای تخمین زمان تولد.
از فارسی "هندی".زبانی بومی در مناطق شمالی هند و رسمی در سراسر هند.
از فارسی میانه "هندو"، از اوستایی hendava، از سنسکریت saindhava "هندی".
هندی Hindustan، از فارسی "هندوستان"(سرزمین هندو ها). Hindustan is Persian, in Hindu language, the country is called Bharat.
فارسی "هرکاره"."هر"(از فارسی باستان haruva-)+"کار"(از فارسی میانه،از فارسی باستان kar-)
hom از فارسی "هوم"، از اوستایی haoma .درختی مقدس برای زرتشتیان و در میانرودان درخت زندگی بود.
از فارسی "هند".
از فارسی میانه Iran = Aryan
گیاه "اسبغول". در لغت به معنای"گوشِ اسب". asp(فارسی میانه:اسب)+"غول"(:گوش).
از فارسی"شَغال"،گونه ای سگسان از خانواده ی Canis در آفریقا و آسیای جنوبی.
از فارسی"جا گیر". عوارض مالیاتی شخصی در شمال هند و پاکستان برای اداره ی بخش.
از فارسی "جامه".لباس بلندی که هندی ها و پاکستانی ها می پوشند.
از فارسی "یاسمن".گونه ای یاس بالا رونده ی خوشبو.
هندی jama'dar/jam'dar ."جمع/جمعیت"(عربی)+ "دار".ستوان در ارتش هند.
فارسی "جزایر/جزایل". نوعی تفنگ بزرگ پایه دار .
یونانی zizyphon، از فارسی "زیزفون".گونه ای گیاه.
از فارسی "گل آب".شربت طبی.
احتمالاً از فارسی "کباب"، یا از عربی شده یا اردو شده ی نام فارسی آن.
فارسی "کابُلی"، وابسته به کابل .
از فارسی "خفتان".
از فارسی "کجاوه".نشیمنی بر دو شتر برای حمل و نقل در هند.
از هندی kala(سیاه)+ "آزار".بیماری واگیردار عفونی سخت آسیایی ناشی از کمخونی.
In English it refers to the wide belt made of a wide band of silk or shiny cloth worn by men around the waiste as part of a Black Tie suit. It entered the English language in India from the colonial times. But it is a Persian word, Kamar = waiste and Band = band, binder meaning Belt.
ریشه شناسی: در فرهنگ وبستر :"اعضای طبقه ی پایین در پنجاب که بخصوص در کشاورزی گماشته شده اند".این تعریف در فرهنگ وبستر از ریشه ی عنوانی فارسی آمده که ظاهراً در حال به افراد شرور افغانی و کشمیری می گویند.این عنوان کاربردی بسیار عمومی دارد که در دوره ی پادشاهی مغولان در هند مخصوصا اکبر و جهانگیر رایج شد. بنابر دانشنامه ی بریتانیکا سید ها (منظور گدایان است) و کامبو ها افراد پستی بودند که در زمان حکومت اسلامی در هند زندگی می کردند. این واژه صورت کنونی واژه ی Kambojas است.خاندان معروف جنگاور هندوایرانی.که در نوشته های سنسکریت و پالی در زمان امپراتوری آشوکا ثبت شده.و با نام کامبیز/کمبوجیه در فارسی باستان وابستگی دارد. بنابر متون ودایی مانند مهابهاراتا از کشاترا (جنگاور)های اصیل بودند.این ها مانند سکاها و پهلوها جنگاورانی اصیل و خارجی بودند(هندی نبودند) و چون با آیین هندو و برهمنی مخالفت داشتند و بیشتر بودایی بودند به مرور در هند به زوال کشانده شدند.البته کامبو ها یا کامبُجا ها در بنگال، سریلانکا و کامبوج نیز حکومت می کردند.
ریشه شناسی:فارسی "کاریز".قنات.
ریشه شناسی: از فارسی "کمانچه".رایج در خاورمیانه، قفقاز و آسیای میانه.
ریشه شناسی:از فارسی "کَرنای".
ریشه شناسی:فارسی "کنف".گیاهی از خانواده ی Hibiscus cannabinus.
فارسی "خاکی".
ریشه شناسی:هندیkhâksâr،از فارسی "خاکسار".گروهی مسلمان ناسیونالیست در هند.
عربی"خان"، از فارسی(نباید با واژه ی آلتایی"خان" اشتباه گرفت).کاروانسرا در برخی کشورهای آسیایی.
ریشه شناسی:هندی khânaqâh،از فارسی "خانقاه"."خانه"+"گاه".
"خدمﺔ"(عربی)+"گر".در هند: نوکر.
ریشه شناسی:از فارسی "خواجه".عنوانی احترام آمیز.
ریشه شناسی:هندیkhaskhas، از فارسی"خسخس".گیاه معطر هندی.
ریشه شناسی:هندیkimkhab، kamkhwab،از فارسی "کم خاب".پارچی زربفت.
از فارسی "کوشک"، یا از فارسی میانه gōšak"گوشه".
هندیkoftgar، از فارسی "کوفتگر".زرکار/فلزکار هندی.
از فارسی "کوه نور".الماسی معروف که در سال 1849 به دست انگلیس افتاد.
هندیkotwal، از فارسی"کوتوال".رییس پلیس در هند.
هندیkotwalee، از فارسی"کوتوالی".ادارهی پلیس در هند.
فارسی "قِران". سکه ی نقره واحد پولی ایران از 1826 تا 1932، سکه ی نقره.
هندی و اردوkurta، از فارسی"کُرته".پیراهن بی یقه ی نازک.
فارسی"کُستی/کُشنی"، از فارسی میانه kust، kustak "کمر".ریسسمانی مقدس که زرتشتیان به کمر می بندند.
هندیlakh، از فارسی"لاک".مانند لاک انگشت.
فرانسوی lamaserie، از lama+serie(از فارسی "سَرا")
ریشه شناسی:فارسی"لاری".نوعی پول نقره در بخش هایی از آسیا.
اردو lashkarī، از فارسی "لشکری".توپخانه در هند و انگلیس.
ریشه شناسی: احتمالاً از فارسی"لَشک/لاشک"(قطعه).قطعه الماس نامرغوب در هند.
شاهزاده ی افسانه ای ایرانی که گمان می رود آپولو را به توتفرنگی شیرین مسخ کرد.گونه ی این گیاه در آسیا و آمریکا.
از انگلیسی میانه limon، از فرانسوی باستان limon، از ایتالیایی limone، از لاتین میانه līmōnium، از عربی "لَیمون"، از فارسی"لیمون/لیمو".این میوه در سده 15 م. به انگلستان برده شد.
از فارسی"لیلکی"، از "نیلک"(نیلی).
هندیlungī،از فارسی"لُنگی".لنگی که در هند،پاکستان و برمه مردان استفاده می کنند.
ریشه شناسی: احتمالاً از دیوهی(زبان مالدیو)، از "لاری".پول مالدیو.
انگلیسی میانهmagik،از فرانسوی میانه magique،از لاتینmagicus،از یونانیmagikos،ازmagos، magus جادوگر (از ریشه ی ایرانی، فارسی باستان magu- "مغ").
Magus, magi
از magus،از فارسی باستان magu- "شخص مقتدر"،فارسی "مغ".روحانی زرتشتی.در عهدجدید از سه مغ نام برده شده که از شرق می آیند و بشارت میلاد عیسا را می دهند.
هندیmalguzar،از "مال"(عربی)+"گذار".در هند:مالک.
لاتینManichaeus مانوی،از یونانی Manichaios، فارسی "مانوی".پیرو آیین مانی در سده 3 م.
از فارسی باستان " آدمخوار ". martiya-(آدم)+ khvar-(خوردن).موجودی افسانه ای با سر انسان و شاخ، بدن شیر و دم اژدها یا عقرب.
فارسی"مارخور"(خورنده ی گاو).بزی کوهی در افغانستان و هند.
فارسی"مزدک".اصلاحگر زرتشتی در دوران ساسانی در سده 5 م.از Mazda.
فارسی"مزدکی".پیرو اصلاحات مزدک.
هندیmazdur،از فارسی"مُزدور".کارگر هندی.
فارسی"مهتر"."مه"(از فارسی میانهmeh،mas)+"تر"(از فارسی میانه،از فارسی باستان-tara-)
لاتین نو، از نام دانشمند ایرانی مسیحی و طبیعیت شناس "یوحنا ابن مساویه (Johannes Mesue) متوفی به سال 236 ه.ش. نوعی درخت آسیایی.
انگلیسی میانه mezerion، از لاتین میانه mezereon، از عربی "مازریون"، از فارسی.گیاه مازریون.
ایزد ایرانی"میترا".
ایزد ایرانی "میترا".
آیین "مهرپرستی".ایزد ایرانی "میترا".
فارسی"موبد". روحانی زرتشتی.
فارسی "مغول".
هندی muhur/muhr، از فارسی "مُهر".سکه ی طلا در زمان حکومت مغولان بر هند، تبت و نپال.
انگلیسی میانهmummi ،از فرانسوی میانه momie،از لاتین میانه mumia،از عربی"مومیا"(مومیایی)، از فارسی"موم".
ریشه شناسی: لاتین، احتمالاً از ریشه ی ایرانی مانند یونانی morrhia/murra؛ وابسته با فارسی "مُر/مور"گلوله شیشه ای کوچک.ماده ی پرسلین برای ساختن ظروف چینی در روم.
از فارسی میانه musk، از سنسکریت muska"تخم" کوچک شده ی mus"موش".مُشک.
هندی mast، از فارسی "مست".همریشه با سنسکریت madati "او خوشی می کند". ماده ای بدبو که فیل در زمان جفت گیری در حالت شهوانی از بالای گوش های خود تراوش می کند.
از فارسی"مسلمان"."مسلم"(عربی)+"- ان"


ریشه شناسی:فارسی"ناخدا"."ناو"+"خدا "(از فارسی میانه khutāi).
ریشه شناسی:فارسی"نماز".همریشه با سنسکریت namas "کرنش و احترام".
از لاتین، از یونانی، از منشا ایرانی.اوستایی napta "نمناک"،فارسی "نفت".شاید همریشه با یونانی nephos "تاریک".
ترکی nargile، فارسی "نارگیلِه" از "نارگیل".
فارسی "نوروز".
ریشه شناسی:فارسی"نای".آلتی موسیقی .
ریشه شناسی:آلمانی،از فارسی"نفتاگِل".
ریشه شناسی: هندی namda، از فارسی "نَمَد"، از فارسی میانه namat، اوستایی namata. زیراندازی که در هند و ایران با پوست بز درست می شود.
ریشه شناسی:هندی و اردو nan،از فارسی"نان"، بلوچی nayan، سغدی nyny.نان هندی.
ریشه شناسی:فارسی"نورستانی"."نور"+"-ستان".ناحیه ای در شمال افغانستان.
از میلانی narans،از عربی "نارنج"، از فارسی"نارنگ"، از سنسکریت nāraṅga،از زبان های دراویدی مانند تامیلی و مالایالام.
از فارسی "پادشاه"، از فارسی میانه pādishah، از فارسی باستان pati+xshay-.شاه در ایران، سلطان در ترکیه و حاکم انگلیسی در هند.
از پرتغالی pagode،از فارسی "بت کده".
ریشه شناسی:فارسی میانه"پهلوی".زبان فارسی در زمان ساسانیان.
از هندیpaajaama،از فارسی"پای جامه".
هندی/اردوpanir، از فارسی"پنیر".پنیر نرم هندی.
از papouch، از فرانسوی، از فارسی"پاپوش". بنگرید به babouche.
ریشه شناسی: ترکی، از فارسی "پاره". واحد پولی در ترکیه.
از یونانی paradeisos(باغ چینه بسته)،از فارسی باستان paradaida "دورتادور دیواربندی شده".
لاتینparasanga، از یونانیparasanges،از ریشه ی ایرانی،فارسی"فرسنگ".واحدی به درازای 6 km.
ریشه شناسی: هندی pargana، از فارسی(پرکاله؟) .مجموعه شهرک های اجرایی در هند.
ریشه شناسی: از فارسی باستانparsi"پارسی".زرتشتیان هند که در سده 7 م پس از هجوم اعراب به ایران، به هند مهاجرت کردند.
از لاتین، از فارسی باستان parthava-"پارت".در ریشه با "پارس" هم معنی است.
بنگرید به Parthia.
Parting Shot
از Parthian Shot، تاکتیک پارتیان برای پرتاب تیرهای آتشین به سوی دشمن حتی هنگام عقب نشینی.
مالایی، از فارسی"بازار". بازار عمومی در اندونزی.
ترکی paşa، احتمالاً از فارسی"پادشاه".
ریشه شناسی: از فارسی "پشم"؛ پشمینه در کشمیر و پنجاب برای بافت قالیچه و شال که از محصولات صادراتی این مناطق است.
از فارسی"پشمینه".پارچه ی پشمی محصول شمال هند.
فارسی"پشتو"، از افغانی. بنا بر نظر Morgenstein این نام با پارت و پهلو همریشه است.
از واژه ی لاتین Persicum "پارسی"، هلو در روم به نام های malum Persicum(سیب پارسی)، prunum Persicum(آلوی پارسی) و یا مختصرا persicum ، persici نامیده می شد.
فارسی "پرگال/پرگاله".پارچه ی چیت در صنایع پارچه بافی، ملافه و غیره کاربرد دارد.
فرانسوی، از فارسی "پرگاله".
فارسی"پری"، از فارسی میانه ی parik.
از فارسی باستان pârsa+ یونانی polis "شهر".
از فارسی باستان pârsa.
از فارسی باستان pârsa.
هندی و مراتی pesva، از فارسی "پیشوا".نخست وزیر شاهزاده ی Maratha.
ترکیpilâv، از فارسی "پلو". غذایی در خاور میانه که از برنج، روغن و گوشت درست می شود.
ریشه شناسی: فارسی"پیر". آموزگار در آیین های عرفانی.
از لاتینpistâcium، از یونانی (pistàkion) πιστάκιον، از فارسی"پسته".
فارسی "پوستین".پوشش پوستین .
از فرانسوی باستان papegai، از اسپانیایی papagayo، از عربی "بَبَغاء"، از فارسی "ببغا")طوطی).
Prophet Flower
برگردان واژه ی فارسی "گلِ پیغمبر".گلی در هند شرقی با گلبرگ های زرد و پنج خال که پس از ساعتی پژمرده می شود.
از هندی Panjab، از فارسی "پنج آب" (پنجاب).
هندی parvana، از فارسی"پروانه".اجازه ی ثبت و نوشتن.
هندیpâyik، pâyak، از فارسی "پیک" فرستاده.
از فارسی"رُخ"(پرنده ای افسانه ای).
از انگلیسی میانهrok،از فرانسوی میانهroc،از عربی"رخّ"، از فارسی"رخ".
از لاتینrosa، احتمالاً از یونانی باستان rhodon، از فارسی باستانvarda-.فارسی "وَرد".
نامی زنانه، از فرانسوی، از لاتینRoxane،از یونانیRhoxane،از ریشه ایرانی،اوستایی raoxšna- "روشن، درخشان".
ریشه شناسی:هندیsabz، از فارسی"سبزی"( سبزیجات خوردنی).
ریشه شناسی: روسی saf'yan، از ترکی sahtiyan، از فارسی "سختیان" پوست بز دباغی شده.
ریشه شناسی:هندیsamosa، از فارسی "سمبوسه".
عربی"صندل"، از فارسی "صندل"، درخت صندل/چندل.
ریشه شناسی:"سوشیانت" نجات دهنده(از اوستایی).بنا بر آیین زرتشتی، یکی از سه ناجی که در 3000 سال پایان دنیا هر کدام در هر هزار سال ظهور می کنند و جهان را از بدی پاک می کنند.
از فارسی "اسپند".
ریشه شناسی: فارسی "سر انگشتی".گچ ضدآب و ضد رطوبت.
از فارسی "زرد".
ریشه شناسی: هندی sarod، از فارسی .
ریشه شناسی: فارسی "ساربان".
از لاتین satrapes، از یونانی satrapes،از فارسی باستان xshathrapavan- "شهربان".
از فارسی "سقرلات/سقرلاطون".پارچه و جامه ای به رنگ سرخ کبود.
ریشه شناسی: فرانسوی میانه cimeterre، از ایتالیایی باستان scimitarra، شاید از فارسی "شمشیر".
ریشه شناسی: انگلیسی میانه، از عربی "سبستن"، از فارسی "سپستان" گیاه سپستان.
ریشه شناسی: هندیser، شاید از فارسی "سیر".واحدی در وزن.
ریشه شناسی: فارسی "سر،پا".سر به پا.
از هندیsirsakar"پارچه راه راه"، از فارسی "شیر و شکر".
ریشه شناسی:از پرتغالیsipai، sipaio، از هندیsipah، از فارسی "سپاه".فردی هندی که برای نیروی ارتش انگلیس استخدام می شد.
ریشه شناسی: از فارسی "سَرای".
از فارسی "سَرای".
ریشه شناسی: از فارسی"سرهنگ".ناخدای لنج در هند.
فارسی "سرد آب".اتاقی خنک و تابستانی در خانه های خاورمیانه.
از افسانه ی پریان فارسیThe Three Princes of Serendip"سه شاهزاده ی سراندیپی".از فارسی"سراندیپ"(سریلانکا).
ریشه شناسی: فرانسوی، از فارسی sisabaan . گیاه سِس.
ریشه شناسی:از فارسی "زادوَر".
ریشه شناسی: از فارسی "شاه بندر".
ریشه شناسی: فارسی"شاه"، از فارسی باستان χšāyaþiya "شاه".اسم فعل به معنای "حکومت کردن".
ریشه شناسی: فارسی"شاهی".واحدی در ایران به اندازه ی 20/1 قران نقره.
ریشه شناسی: "شهید"(عربی)+ "-ی"(پسوند فارسی).
ریشه شناسی: فارسی"شاهین".شاهین هندی.
ریشه شناسی: هندی shah-zada، از فارسی "شاهزاده".
ریشه شناسی: هندی shamiyana، از فارسی shamyanah. پارچه ی سایبان.
ریشه شناسی: از فارسی "شال".
ریشه شناسی:از هندیsarrishtadr، از فارسی"سررشته دار".ثبت کننده.
بنابر نظریه ی پروفسور ت.ب.ایروینگ: از اسپانیایی Jerez، از فارسی "شیراز" در زمان امپراتور رستمیان در اسپانیا.
ریشه شناسی: از لهستانی szarawary، از روسی sharavary، از یونانی sarabara شلوار آزاد، احتمالاً از ریشه ی ایرانی؛ فارسی "شلوار". شلواری برای اسب سواری.
ریشه شناسی: هندی sikar، از فارسی "شکار"، فارسی میانه shkaar.
ریشه شناسی: هندی sikaargaah، از فارسی "شکارگاه".
ریشه شناسی:از فارسی"شکاری".حیوان شکاری.
ریشه شناسی: فارسی "شکسته".
ریشه شناسی: از فارسی "شکاره" پرنده ی شکاری.شاهین شکاری کوچک هندی.
ریشه شناسی: از فارسی "سیمرغ"، از پهلوی sinmurgh (شاهین+ پرنده)، اوستایی saeno merego "شاهین"، سکایی syenah "شاهین"، ارمنی cin "غلیواج".
بنگرید به Sepoy.
ریشه شناسی: هندی sarkaar، از فارسی "سرکار".استاندار در دوره ی امپراتوری مغول در هند.
ریشه شناسی: هندی sitar، از فارسی "ستار"."سه"(فارسی باستان thri-)+ "تار".عود هندوایرانی که در ایران، افغانستان و شبه قاره به کار می رود.
ریشه شناسی: ترکی، از فارسی "سوخته"، برافروخته (با عشق یا دانش).
ریشه شناسی: لاتین sogdianus، از فارسی باستان Sughudha، فارسی "سغد".
ریشه شناسی: هندیsurkh، از فارسی"سرخ"، از فارسی میانه sukhr، اوستایی suXra- "درخشان"، سنسکریت sukra.
ریشه شناسی:فارسی"سوار"، از فارسی میانه asbar، aspwar، از فارسی باستان asabra-.
ریشه شناسی: فرانسوی میانه spahi، از ترکی sipahi، از فارسی "سپاه"، از پهلوی spāh، از فارسی باستان taxma spāda، از اوستایی spādha. سپاهی الجزایری در ارتش فرانسه و سپاهی ینی چری در ارتش ترکیه.
ریشه شناسی: فرانسوی میانهespinache، espionage، از اسپانیایی باستانespinaca،از عربی "اسفناج/اسبناخ"، از فارسی "اَسپَناخ".
به معنای "جایگاه"، در نام های افغانستان، پاکستان و ... .از فارسی"-ستان"، از هندو ایرانیstanam "جایگاه"، "جای نشیمن".
ریشه شناسی: "صوب"(عربی:ناحیه)+ "دار". کاپیتان و والی در ارتش بریتانیایی هند.
ریشه شناسی:واژه ای از سنسکریت از شاخه ی هندوایرانی از زبان هندوآریایی؛ اما فارسی نقش پراکنده کردن آن را بازی کرد.انگلیسی میانه sugre، sucre، از آنگلو-فرانس sucre، از لاتین میانه saccharum، از ایتالیایی باستانzucchero ، از عربی "سُکر"، از پهلوی shakar، سرانجام از سنسکریت sarkara.
ریشه شناسی: هندی suqlaa، از فارسی "سقلات/سقلاطون".بنگرید به Scarlet.
ریشه شناسی:فارسی "سرمه".در هند و ایران استفاده می شود.
ریشه شناسی: فارسی "سورنای".قره نی آسیای مرکزی و خاورمیانه.
فارسی "سیاه گوش".
ریشه شناسی: هندی samos و اردو samosa، sambas از فارسی "سمبوسه".
ریشه شناسی: هندی tabshr، از فارسی"تباشیر".خیزران هندی که در پزشکی کاربرد دارد.
ریشه شناسی:انگلیسی میانه tabur،از فرانسوی باستان، از "تنبور".بنگرید به tambour.
ریشه شناسی:از فارسی"تافته".
ریشه شناسی:هندی tahsildar، از فارسی "تحصیلدار"."تحصیل"(عربی)+"د� �� �ر" .مامور درآمدی در هند.
ریشه شناسی:عربی"تاج"، از فارسی "تاج".کلاه در کشورهای مسلمان.مخصوصا کلاه مخروطی درویشان.
Taj Mahal
از فارسی "تاج محل"."تاج"+ "محل"(عربی).
تاجیک+ -ستان(جایگاه) .به معنای "سرزمین تاجیکان".
از فارسی "تلک" (طلق).
ریشه شناسی: فرانسوی، از فرانسوی میانه، از عربی "طنبور" ، از فارسی "تبیره".
بنگرید به Tambour.
بنگرید به Tambour.
ریشه شناسی:فارسی"تنگی".گلوگاه تنگ.
فارسی "تنوری".
احتمالاً از ریشه ای ایرانی(فارسی "تافتن/تابیدن").
ریشه شناسی: فارسی "تار".عود شرقی.
از فارسی "شاهینِ ترازو".
ریشه شناسی:فرانسوی میانه tasse، از عربی "طاس"، از فارسی "تشت".
ریشه شناسی: شاید از فارسی "تب" + "باد"(از فارسی میانه vat، اوستایی vata-، سنسکریت vata)
ریشه شناسی: فارسی "تَماخَره" شوخی و مسخره.نمایش خنده دار دوره گردان ایرانی.
ریشه شناسی: هندی thandar، از than+ "دار". رییس پلیس خان ها.
از لاتین tiara، از فارسی "تارَه"(tara).
ریشه شناسی: ترکی timar، از فارسی "تیمار".نظامی ترک تیماردار.
یونانی tigris، از ریشه ایرانی.فارسی"تیز".
از فارسی میانه Tigr "تیر"، از فارسی باستان Tigra "تیز نوک".
از فارسی باستان taqبه معنای "چادر،شال".
ریشه شناسی: آلمانی trabant، drabant، از چکی drabant، از فارسی "دربان".
ریشه شناسی: فارسی tranki.عرشه ی کشتی که در خلیج فارس استفاده می شود.
ریشه شناسی: احتمالاً از فرانسوی tréhala، از ترکی tgala، از فارسی "تیغال".
ریشه شناسی: از فرانسوی tulipe، از فارسی "دُلبند/دولبند".(دولابند؟)
از فارسی "توران".
ریشه شناسی: فارسی "توران" (ترکستان، سرزمینی در شمال سیحون)+ -ian (پسوند نسبیت در انگلیسی). اقوامی از ریشه ی اورال-آلتایی.
ریشه شناسی: از فارسی "توران"+ -it'/-ite (روسی). نام ماده ای شیمیایی از ترکیبات مس و وانادیوم.
ریشه شناسی: آلمانی turanos، از فارسی"توران"+-os/-ose (آلمانی)؛ نام ماده ای شیمیایی.
از فارسی "دُلبند/دولبند".(دولابند؟).
ترکمن+ -ستان(جایگاه) .به معنای "سرزمین ترکمنان".
ازبک + -ستان (جایگاه) .به معنای "سرزمین ازبکان".
اوستایی vispa ratavo "همه ی اربابان". فارسی"ویسپرد"، بخشی از اوستا.
ریشه شناسی: برخی گویند از عربی"وزیر"(:کسی که حمل می کند) از "وَزَرَ" (:حمل کردن)، اما به احتمال زیاد از عربی "وزیر"، که از فارسی میانه vichir، از اوستایی vicira (:میانجی،قاضی).
یونانی از فارسی باستان Khshayarshan- "پهلوانی در میان شاهان".khshaya- (شاه) + arshan (پهلوان).
ریشه شناسی: از فارسی "یارِگی" (:نیرو داشتن).اصطلاحی در شکار با پرندگان شکاری.
فارسی نو "یشت" از اوستایی yashtay "ستودن". بخشی از اوستا که به ستایش ایزدان می پردازد.
ریشه شناسی: روسی yuft'، yukht'، شاید از فارسی "جفت".
ریشه شناسی:هندی zamindar، از فارسی "زمیندار".حاکم مالیات جمع کن در زمان حکومت اسلامی هند.
ریشه شناسی: از فارسی "زمینداری".
ریشه شناسی: از فارسی "سنج".آلت موسیقایی .
Zarathushtra or Zarathustra
فارسی پیامبر "زرتشت"
ریشه شناسی: انگلیسی میانه zeduarie، از لاتین میانه zeduria، از عربی "زادور"، از فارسی "زادُور".دارووی تهییج کننده در هند شرقی.
ریشه شناسی: از فارسی "زنانه".قسمتی از خانه که زن خانواده در آن گوشه نشینی می کند. در هند و ایرانی.
جنس زن از فارسی "زن".
ریشه شناسی: عربی "زِرداو"، از ریشه ی ایرانی. گیاه رازیانه.
از فارسی "زرگون"(به رنگ طلا).
Zircon + ate (پسوندی انگلیسی از لاتین –atus)
Zircon + ia (پسوندی از لاتین نو)
Zircon + -ium( پسوندی از لاتین نو)
از اوستایی zarathushtra ، فارسی"زرتشت".
آیین و دین "زرتشتی"
از فارسی "زنبوره".
شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

ANM -----Abbreviation with No Meaning
AAI -----"Abbreviations, Acronyms and Initialisms"
ABD -----abdicated
AXR -----Abdominal X-Ray
AUJ -----Aberdeen University Journal
AZV -----Abfallzweckverband
AYN -----Aboriginal Youth Network
ABT -----About
ABV -----above
AAB -----Above And Beyond
ALQ -----Abraham Lincoln Quarterly
AJM -----Abrasive Jet Machining
AWJ -----Abrasive Water Jet
ABR -----abridged
AJV -----Abrupt Junction Varactor
AWL -----Absent With Leave
ABF -----Absolute Bloody Final (drink)
AOF -----Absolute Open Flow
AQU -----Absolute Quality University
AWT -----Abstract Window Toolkit (java)
AYV -----Abutilon Yellow Virus
AIS -----Academic Instruction School
AYG -----Academic Year Grant
AZG -----Academisch Ziekenhuis Groningen
AGK -----Academy of Goju Karate
AIB -----Academy of International Business
AJK -----Academy of Japanese Karate
ACC -----Accelerate
AGP -----Accelerated Graphics Port
ARI -----Accelerated Research Initiative
APG -----Accelerating Population Growth
AQL -----Acceptable Quality Level
AUP -----Acceptable Use Policy
ABU -----Acceptance for Beneficial Use
AII -----Acceptance Inspection Instruction
ATR -----Acceptance Test Report
AHC -----Accepting Houses Committee
AXS -----access
ACL -----Access Control List
ARL -----Access Rights List
ASG -----Access Service Group
ASR -----Access Service Request
AUI -----Access Unit Interface
AIU -----Accident Investigation Unit
ADB -----Accidental Death Benefit
APV -----Accounts Payable Voucher
AIM -----Accuracy In Media
AQJ -----Ace-Queen-Jack
AQX -----Ace-Queen-Unknown
ABE -----Acetone-Butanol-Ethanol (solvent)
AXM -----Acetoxycyclohexamide
ACH -----Acetylcholine
ACD -----acid citrate dextrose
ACK -----acknowledged
CUU -----ACM Conference on Universal Usability
ANS -----Acorn NetStation
AUN -----Acorn Universal Networking
ACQ -----acquisition
AQP -----Acquisition Quality Plan
ALR -----Action Leakage Rate
ASH -----Action on Smoking and Health
ACX -----Active Control eXperts
AGN -----Active Galactic Nucleus
AUO -----Active User Object
ADO -----ActiveX Data Objects
AIJ -----Activities Implimented Jointly
AIO -----"Activities, Interests and Opinions"
ABH -----Actual Bodily Harm
AGW -----Actual Gross Weight
AGZ -----Actual Ground Zone
ANP -----Actual Navigation Performance
AML -----Acute Myeloid Leukemia
AMI -----Acute Myocardial Infarction
APU -----Acute Psychiatric Unit
ARF -----Acute Respiratory Failure
AUL -----Acute Undifferentiated Leukemia
AHM -----Acutely Hazardous Materials
AHG -----Ad Hoc Group
ADL -----Ada design language
QVJ -----Adams (Massachusetts) Library
ALN -----Adaptive Learning Network
ACS -----Additional Curates Society
ADR -----Additional Dialogue Recording (film jargon)
ADY -----Additional Duty
AXC -----Additional eXtended Coverage
AEC -----Additional Extended Coverage
AVC -----Additional Voluntary Contributions
AKR -----Address Key Register
AMP -----Adenosine MonoPhosphate
AYP -----Adequate Yearly Progress
ABO -----Adiabatic Born-Oppenheimer
AMF -----Adios My Friend
ADJ -----Adjutant
ADM -----administration
AAJ -----Administrative Appeals Judge
ACO -----Administrative Contract Office
ARE -----Admiralty Research Establishment
ARJ -----Admission Reject
AOX -----Adsorbable Organohalogens
ADV -----advance
AAH -----Advanced Attack Helicopter
AEG -----Advanced Engineering from Germany
AXX -----Advanced Exchange Experiment
AXV -----Advanced Experimental Vehicle
AXL -----Advanced eXtended markup Language
AFW -----Advanced FireWire
AGR -----Advanced Gas-cooled (nuclear) Reactor
AGC -----Advanced Graduate Certificate
AIN -----Advanced Intelligent Network
AIX -----Advanced Interactive eXecutive
AJT -----Advanced Job Training
AJP -----Advanced Joint Planning
APT -----Advanced Passenger Train
AQF -----Advanced Quick Fix
ARS -----Advanced Righting System
ASS -----Advanced Sensor System
ASX -----Advanced Systems eXcellence
ATB -----Advanced Technology Bomber
ATX -----Advanced Technology Extended [Format]
AVS -----Advanced Visual Systems
AWM -----Advanced Warehouse Management
AXF -----Advanced X-Ray Facility
VAN -----adVANtage (tennis)
AEL -----Adverse Effect Level
ACY -----Advocates for Children and Youth
AEQ -----aequalis (Latin: equal)
AOT -----Aerosol Open Test
AET -----"aetatis (Latin: at the end of, aged) "
AFF -----affiliated
AFG -----Afghanistan
AFR -----Africa

شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

Can you pronounce this word?


Meaning: fear of long words

شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

I saw God in you again today
There in the gentle touch of your hand
I saw Him in your bright smile
Only God and I could understand.

I saw God in children as they play
I see Him in teens and older folks too
He is there in a stranger's face
I see God where I go and what I do.

I saw God in a baby's hand and smile
He was there in a beautiful rainbow
I saw Him in a quiet, calm stream
He is there when silent breezes blow.

As friends walked down the street
Talking and laughing as friends do
I saw God in their kindness today
It was then I also thought of you.

I saw God in the morning dew
He was there in the beauty of a flower
I saw Him as He created the sunset
I see Him every day and hour.

من اورا در درخشش لبخند تو ديدم

وتنها من وخدا بوديم که اين جلوه اورا مي فهميديم

من خدارا در کودکان سر خوش از بازي ديدم

همچنانکه در جوانان وکهنسالان هم اورا مي بينم

اورا که به شکل يک فرد ناشناس به چشم مي آيد

به هر جا که ميروم ودر هرآنچه که انجام مي دهم خدا را مي بينم

اورادر لبخند شيرين ودستهاي کودکانه بچه اي ديدم

واو در آن لحظه چون رنگين کماني زيبا به نظر مي رسيد

من او را در جريان آرام وروان رودي ديدم

آن زمان که به سان وزش نرم نسيمي جلوه گربود

هنگامي که دو دوست در امتداد خياباني قدم مي زنند

وصميمانه به صحبت و شادماني مشغولند

من انعکاس خدا را ميبينم که درمهرومحبتشان به هم نمايان ميشود

واينچنين باز به تو مي انديشم

من خدا را درشبنم پاک صبحگاهي ديدم

که به شکل زيبايي يک گل متبلور بود

من اورا که خالق غروب زيباي خورشيد است ديدم

آنچنانکه جلوه هاي او را هر روز و هرساعت ميبينم

شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

شتر ديدى , نديدى
You see nothing, You hear nothing

عجله كار شيطان است
Haste is from the Devil

کاچى به از هيچى
Somthing is better than nothing

گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

مستى و راستى
There is truth in wine

نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

هر فرازى را نشيبى است
High places have their precipices

هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
Nothing venture , nothing have

همه کاره و هیچكاره
Jack of all trades and master of none

ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك
Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمين افتاده
It is not as if the sky is falling

اندكى جمال به از بسيارى مال
Beauty opens locked doors

آدم عجول كار را دوباره ميكنه
Hasty work, Double work

آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

آب از سرش گذشته
It is all up with him

آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

آب از سرش گذشته
It is all up with him

آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم

we seek water in the sea

نا برده رنج گنج میسر نمی شود

no pain  no gain

شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

صلاح كار كجا و من خراب كجا
?Oh! Where are deeds of virtue, and this frail spirit where

ببين تفاوت رَه از كجاست تا بكجا
!How wide the space that sunders the bounds of Here and There

چه نسبت است به رِندي صَلاح و تقوي را
?Can toping aught in common with works and worship own

سَماع وعظ كجا نغمۀ رُباب كجا
?Where is regard for sermons, where is the rebeck's tone

دلم ز صومعه بگرفت و خرقۀ سالوس
:My heart abhors the cloister, and the false cowl its sign

كجاست دير مُغان و شراب ناب كجا
?Where is the Magian's cloister, and where is his pure wine

بشد كه يادِ خوشش باد روزگار وصال
'!Tis fled: may memory sweetly mind me of Union's days

خود آن كرشمه كجا رفت و آن عتاب كجا
?Where is that voice of anger, where is those coquettish ways

ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد
?Can a foe's heart be kindled by the friends face so bright

چراغ مُرده كجا شمع آفتاب كجا
?Where is a lamp unlighted, and the clear Day-star's light

مَبين بسيب ِ زنخدان كه چاهِ در راهست
:Turn from that chin's fair apple; a pit is on the way

كجا همي رَوي ايدِل بدين شتاب كجا
!To what, O heart, aspir'st thou? Whither thus quickly? Say

چو كحل بينِش ِ ما خاكِ آستان شماست
,As dust upon thy threshold supplies my eyes with balm

كجا رويم بفرما ازين جناب كجا
?If I forsake thy presence, where can I hope for calm

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
:Seek not, O friend, in HÁFIZ, patience, nor rest from care

قرار چيست صبوري كدام و خواب كجا
?Patience and rest-what are they? Where is calm slumber, where

تصحيح غزل و ترجمه: دكتر حسين الهي قمشه اي

ادامهـ مطلبـ
شنبه سیزدهم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


Lets welcome the year which is fresh and new,Lets cherish each moment it beholds, Lets celebrate this blissful New year

بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم، بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Wishing you all the peace, joy, and love of the season! Season's Greetings! Happy new year

برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهت تبریک میگم. سال نو مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

There is no ideal new year; only the one Christmas you decide to make as a reflection of your values, desires, affections, traditions. Happy new year

هیچ سال نویی ایدآل نخواهد بود مگر اینکه تو تصمیم بگیری اون رو به بازتابی از ارزش ها، خواسته ها، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل کنی. سال نو مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

new year Gift May Be Many Things

Or It May Be a Few.

For You,The Joy

Is Each New Toy;

For Me;

It’s Watching U

هدیه سال نو میتونه خیلی چیزا باشه

میتونه چیز خاصی هم نباشه!

برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشه

و برای من
دیدن تو!
دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

American and British English


-or vs. -our
American British
color colour
favorite favourite
honor honour


-ll vs. -l

American British
enrollment enrolment
fulfill fulfil
skillful skilful


-og vs. -ogue

American British
analog analogue
catalog catalogue
dialog dialogue


-ck or -k vs. -que
American British
bank banque
check cheque
checker chequer


-ense vs. -enze
American British
defense defence
license licence


-ze vs. -se

American British
analyze analyse
criticize criticise
memorize memorise


-er vs. -re

American British
center centre
meter metre
theater theatre


-e vs. -oe or -ae

American British
encylopedia encylycopaedia
maneuver manoeuvre
medieval mediaeval


-dg vs. -dge (or -g vs. -gu)

American British
aging ageing
argument arguement
judgment judgement



American British
jewelry jewellery
draft draught
pajamas pyjamas 
plow plough
program programme
tire tyre

In British English, words that end in -l preceded by a vowel usually double the -l when a suffix is added, while in American English the letter is not doubled.  The letter will double in the stress is on the second syllable.

Base Word American British
counsel counseling counselling
equal equaling equalling
model modeling modelling
quarrel  quarreling quarrelling
signal signaling signalling
travel traveling travelling
excel excelling excelling
propel propelling propelling

   Return to top

Spelling of verbs

This is related to formation of the past participle for verbs. For a complete list of irregular verb spellings, see Susan Jones' Complete List of English Irregular Verbs at this web site.  Below is a sampling of the three main categories of differeneces with verbs.

-ed vs. -t

The first category involves verbs that use -ed or -t for the simple past and past participle.   Generally, the rule is that if there is a verb form with -ed, American English will use it, and if there is a form with -t, British English uses it.  However, these forms do not exist for every verb and there is variation.  For example, both American and British English would use the word 'worked' for the past form of 'to work', and in American English it is common to hear the word 'knelt' as the past tense of 'to kneel'.

Base form American British
to dream dreamed dreamt
to leap leaped leapt
to learn leareded learnt

base form vs. -ed

The second category of difference includes verbs that use either the base form of the verb or the -ed ending for the simple past.

Base form American British
to fit fit fitted
to forecast forecast forecasted
to wed wed wedded

irregular vs. -ed

The third category of difference includes verbs that have either an irregular spelling or the -ed ending for the simple past.

Base form American British
to knit knit knitted
to light lit lighted
to strive strove strived

So what does tall his mean for learners of English?  In the beginning, unfortunately, it means a lot of memorization (or memorisation) and of course, a few mistakes.  For spoken English, the differences are barely audible, so forge ahead and don't be too concerned with whether a word is spelled 'dwelled' or 'dwelt'.  With written English, however, if you are unsure about the spelling, better to ask your teacher or look the word up in the dictionary and see what the experts say.


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

پژوهش تازه در مورد قدرت لبخند

New research on the power of smiling

There are any number of sayings about the power of the smile. 'Peace begins with a

smile.' 'A smile is the universal welcome.' 'Life is short but a smile only takes a

second.' All good advice. But it may not be as simple as that. According to new research,

if you want to make a good impression when you meet people, it's not just that you smile.

It's how you smile.

The study was carried out by the Go Group, a business support organisation based in

Scotland. They looked at people's reactions to different grins. They found that responses

varied considerably.

Through this they say they have found three types of smile to avoid: The first is

'The Enthusiast', very wide, all teeth showing, possible evidence that you canhave too much

of a good thing. Then there is the 'Big Freeze', a fixed grin that looks practised and

fake. Finally comes 'The Robot', a small, thin smile, lacking in warmth.

The group also warns about smiling too quickly, saying it can make you look

insincere. The best smile, they say, is slower and floods naturally across the whole face.


کلمات جدید :
a second
یک لحظه، یک ثانیه

to make a good impression
اثر خوب و مثبت به جا گذاشتن

خنده ها، نیشخندها

responses varied considerably
واکنش ها بسیار متفاوت بود

to avoid
پرهیز کردن، اجتناب کردن

علاقمند، مشتاق

have too much of a good thing
در اینجا: بیشتر از آن خوب به نظر می آید که بتوان باور کرد

غیرواقعی، جعلی

lacking in warmth
بدون احساس، فاقد گرمی، در اینجا: لبخند سرد

در اینجا: (در سراسر صورت) پخش می شود، پهن می شود
دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

 توجه : ترجمه های کلمه به کلمه  زیر تنها جهت آموزش لغت درج گردیده است و معادل واقعی جملات مذبور در زبان دوم نیست  

*My father came out, and I will take out your father!
پدرم در آمد و پدر تورا هم در ميارم))

*May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)

*Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!)

*Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)

*Why are you selling me wet wood?? (چراهيزم تر بمن می فروشی?)

*Light up my homework! (تکليفم رو روشن کن!)

*His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)

*Cut tail! (دم بريده)

*What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکی بر سرم بکنم?)

*His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازی می کنه!)

*Pull your carpet out of the water! (گليمتو از آب بکش!)

*Happiness has hit you under your stomach! (خوشی زده زير دلش!)

*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)

*Snake Venom! (زهر مار !)

*Disease! (مرض!)

*Pain without a cure! (درد بی درمون!)

*He thinks he has fallen out of an elephant's nose?!
(فکر می کنه از دماغ فيل افتاده?!)

*Dog's mustache (سگ سبيل)

*I'll take out your eyes! (چشتو در ميارم!)

*Your step on my eye! (قدمت روی چشمم!)

*May I be sacrificed for you! (قربونت برم!)

*You have seen camel; you haven't seen. (شتر ديدی نديدی.)

*He does long tongue!! (زبون درازی می کنه!!)

*Donkey into donkey!!! (خرتوخره!!!)

*They are like an elephant and a tea cup! (مثل فيل و فنجون می مونن)

*Don't put watermelon under my arms! (هندونه زير بغلم نزار!)

*I'll make you one with the wall! با ديوار يکيت می کنم)!)

*I wanted to see who my nosey person is?! (ميخواست ببنم فضولم کيه?!)

*Don't look at me left left!! ( بهم چپ چپ نگاه نکن )

*Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
*Painted us black! (مارو رو سياه کرد!)

*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (در ديزی بازه حيای گربه کجا رفته?)

*You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)

*The blind read! (کور خونده!)

*The dog was hitting, the cat was dancing! (سگ ميزدگربه می رقصيد!)

*You brought my life up to my lip! (جونم و بلبم رسوندی!)

*My soul reached my lips! (جونم بلبم رسيد!)
*Inside head eater!! (توسری خور!!)

*It's hit my head! (زده به سرم!)

*Blind cat! ('گربه کوره!)

*My head whistled! (سرم سوت کشيد!)

*My job is done. (کارم تمومه.)

*Burnt father! (پدر سوخته!)

*His mouth still smells like milk! (هنوز دهنش بوی شير میده!)

*I haven't said anything to her and she has grown a tongue! هيچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)

*I hope your eyes go blind! (چشمت کور!)

*I grabbed it out of his belly. (از دلش در آوردم.)

*One is too little, two is sad, the third is sure. (يکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)

*It was hitting and banging! (بزن بکوب بود!)

*May your hand not hurt. (دستت دردنکنه.)

*May your head not hurt. (سرت درد نکنه.)

*Don't be tired! (خسته نباشی!)

*I hope your mind goes up! (فهمت بره بالا!)

*Choke!!! (خفه شو!!!)

*Not coming not coming, when coming, two two coming!! ( نمياد نمیاد وقتی مياد دوتا دوتا مياد!)

*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)

*Go daddy!!! (برو بابــــــــْآ !!!)

*Let's hit and go! (بزن بريم!)

*One pot tells the other pot your face is black?! (ديگ به ديگ ميگه روت سياه?!)

*Make him a donkey! (خرش کن!)

*Come short! (کوتاه بيا!)

*Money is not the bear's grass!! (پول علف خرس نيست!!)

*A hundred years to these years! (سد سال به اين سال ها!)

*Your warm breath! (دمت گرم!)

*Her stomach is happy. (دلش خوشه.)

*My stomach is tight. (دلم تنگه.)

*My stomach burned for her! (دلم براش سوخت!)

*Stomach to stomach has a path! (دل به دل راه داره!)

*Big bear! (خرس گنده!)

*Stomach is not in his stomach!! (دل تو دلش نيست!)

*It doesn't have math or books! (حساب کتاب نداره!)

*Sink your teeth into liver a little bit! (يک کمی دندو رو جيگر بذار!)

*It's raining dogs here! (اينجا سگ ساربونه!)

*One gear! (يک دنده!)

*Dirt on your head!! (خاک برسرت!!

*My stomach is making salt! (دلم شور می زنه

*I died from laughter. (از خنده مردم.)

*It is from my God! (از خدامه!)

*He was stuck between the earth and the sky. (مونده بود بين زمين و آسمون.)

*From each of her fingers a talent rains! (از هر انگشتش هنر ميباره!)

*Make your hat the judge! (کلاهتو قاضی کن!)

*I won't even give you a non-curing disease! (درد بی درمون هم بهت نميدم!)

*A flower has no front or back! (گل پشت رو نداره!)

*Without dad and mom! (بی پدر مادر!)

*He put a finishing stone! (سنگ تمام گذاشت!)

*His health is a ball! (حالش توپه!)

*I know him like the palm of my hand. (مثل کفت دستم می شناسمش.)

*Have I smelled the palm of my hand?? (مگه کف دستموبو کردم??)

*She hits one handed! (يک دستی می زنه!)

*Without back of work! (پشتکارنداره!)

*Donkey head! (کله خر!)
دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

 داستان حرف درست(فارسی و انگلیسی)

There is a Chinese saying which carries the meaning that "A speech will either prosper or ruin a nation." Many relationships break off because of wrong speech. When a couple is too close with each other,we always forget mutual respect and courtesy. We may say anything without considering if it would hurt the other party.
A friend and her millionaire husband visited their construction site. A worker who wore a helmet saw her and shouted,"Hi, Emily! Remember me? We used to date in the secondary school." On the way home, her millionaire husband teased her, "Luckily you married me.Otherwise you will be the wife of a construction worker." She answered ,"You should appreciate that you married me. Otherwise, he will be the millionaire and not you."
Frequently exchanging these remarks plants the seed for a bad relationship. It's like a broken egg - cannot be reversed.

حرف درست
یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود می کند".
بسیاری از روابط به دلیل حرفهای نابجا گسسته می شوند. وقتی یک زوج خیلی صمیمی
می شوند دیگر ادب و احترام را فراموش می کنند.. ما بدون توجه به اینکه ممکن است
حرفی که می زنیم طرف را برنجاند هرچه می خواهیم می گوئیم.
یکی از دوستان و همسر میلیونرش از کارگاه ساختمانی بازدید می کردند. یک کارگر که کلاه
ایمنی به سر داشت آن زن را دید و فریاد زد
- مرا به یاد میاوری؟ من و تو در دوران دبیرستان با هم دوست صمیمی  بودیم
در راه بازگشت به خانه شوهر میلیونر به طعنه گفت
-          شانس آوردی که با من ازدواج کردی. وگرنه زن یک عمله و کارگر شده بودی
همسر پاسخ داد ..
-       بر عکس    تو باید قدر ازدواج با من را بدانی. وگرنه اون الان  میلیونر بود ، نه تو
در اکثر مواقع چنین بگو مگوهایی تخم یک رابطه بد را می کارد. مثل یک تخم مرغ
شکسته، که دیگر نمی توای آن را به شکل اول در بیاوری


داستان دندان پزشک ( فارسی و انگلیسی )

Mr Robinson never went to a dentist, because he was afraid:'

but then his teeth began hurting a lot, and he went to a dentist. The dentist did a lot of work in his mouth for a long time. On the last day Mr Robinson said to him, 'How much is all this work going to cost?' The dentist said, 'Twenty-five pounds,' but he did not ask him for the money.

After a month Mr Robinson phoned the dentist and said, 'You haven't asked me for any money for your work last month.'

'Oh,' the dentist answered, 'I never ask a gentleman for money.'

'Then how do you live?' Mr Robinson asked.

'Most gentlemen pay me quickly,' the dentist said, 'but some don't. I wait for my money for two months, and then I say, "That man isn't a gentleman," and then I ask him for my money.

آقاي رابينسون هرگز به دندان‌پزشكي نرفته بود، براي اينكه مي‌ترسيد.
اما بعد دندانش شروع به درد كرد، و به دندان‌پزشكي رفت. دندان‌پزشك بر روي دهان او وقت زيادي گذاشت و كلي كار كرد. در آخرين روز دكتر رابينسون به او گفت: هزينه‌ي تمام اين كارها چقدر مي‌شود؟ دندان‌پزشك گفت: بيست و پنج پوند. اما از او درخواست پول نكرد.

بعد از يك ماه آقاي رابينسون به دندان‌پزشك زنگ زد و گفت: ماه گذشته شما از من تقاضاي هيچ پولي براي كارتان نكرديد.

دندان‌پزشك پاسخ داد: آه، من هرگز از انسان‌هاي نجيب تقاضاي پول نمي‌كنم.

آقاي رابينسون پرسيد: پس چگونه‌ زندگي مي‌كنيد.

دندان‌پزشك گفت: بيشتر انسان‌هاي شريف به سرعت پول مرا مي‌دهند، اما بعضي‌ها نه. من براي پولم دو ماه صبر مي‌كنم، و بعد مي‌گويم «وي مرد شريفي نيست» و بعد از وي پولم را مي‌خواهم.

داستان نسخه ( فارسی و انگلیسی )


A woman accompanied her husband to the doctor's office. After the check-up, the doctor took the wife aside and said, "If you don't do the following, your husband will surely die."
"1-Each morning, makes him a healthy breakfast and sends him off to work in a good mood."
"2-At lunchtime, make him a warm, nutritious meal and put him in a good form of mind before he goes back to work."
"3-For dinner, make an especially nice meal and don't burden him with household chores."
At home, the husband asked his wife what the doctor had told her. "You're going to die." She replied.


خانمی شوهرش را به مطب دکتر برد. بعد از معاینه؛ دکتر، خانم را به طرفی برد و گفت: اگر شما این کارها را انجام ندهید، به طور حتم شوهرتان خواهد مرد.
1- هر صبح، برایش یک صبحانه ی مقوی درست کنید و با روحیه ی خوب او را به سرکار بفرستید.
2- هنگام ناهار، غذای مغذی و گرم درست کنید و قبل از اینکه به سرکار برود او را در یک محیط خوب مورد توجه قرار بدهید.
3- برای شام، یک غذای خوب و مخصوص درست کنید و او در کارهای خانه كمك نکند.
در خانه، شوهر از همسرش پرسید دکتر به او چه گفت: او (خانم) گفت: شما خواهید مرد.

داستان  زن کثیف (  دو زبانه فارسی و انگلیسی )

I was walking down the street when I was accosted by a particularly dirty and shabby-looking homeless woman who asked me for a couple of dollars for dinner.

در حال قدم زدن در خیابان بودم که با خانمی نسبتا کثیف و کهنه پوشی که شبیه زنان بی خانه بود روبرو شدم که از من 2 دلار برای تهیه ناهار درخواست کرد.

I took out my wallet, got out ten dollars and asked, 'If I give you this money, will you buy wine with it instead of dinner?'

من کیف پولم را در آوردم و 10 دلار برداشتم و ازش پرسیدم اگر من این پول را بهت بدم تو مشروب بجای شام می خری؟!

'No, I had to stop drinking years ago' , the homeless woman told me.

نه,من نوشیدن مشروب را سالها پیش ترک کردم,زن بی خانه به من گفت.

'Will you use it to go shopping instead of buying food?' I asked.

ازش پرسیدم آیا از این پول برای خرید بجای غذا استفاده می کنی؟

'No, I don't waste time shopping,' the homeless woman said. 'I need to spend all my time trying to stay alive.'

زن بی خانه گفت:نه, من وقتم را یرای خرید صرف نمی کنم من همه وقتم را تلاش برای زنده ماندن نیاز دارم.

'Will you spend this on a beauty salon instead of food?' I asked.

من پرسیدم :آیا تو این پول را بجای غذا برای سالن زیبایی صرف می کنی؟

'Are you NUTS!' replied the homeless woman. I haven't had my hair done in 20 years!'

 تو خلی!زن بی خانه جواب داد.من موهایم را طی 20 سال شانه نکردم!

'Well, I said, 'I'm not going to give you the money. Instead, I'm going to take you out for dinner with my husband and me tonight.'

 گفتم , خوب ,من این پول را بهت نمیدم در عوض تو رو به خانه ام برای صرف شام با من و همسرم می برم.

The homeless Woman was shocked. 'Won't your husband be furious with you for doing that? I know I'm dirty, and I probably smell pretty disgusting.'

زن بی خانه شوکه شد .همسرت برای این کارت تعصب و غیرت نشان نمی دهد؟من می دانم من کثیفم و احتمالا یک کمی  هم بوی منزجر کننده دارم.

I said, 'That's okay. It's important for him to see what a woman looks like after she has given up shopping, hair appointments, and wine.' 

گفتم:آن درست است . برای او مهم است دیدن زنی شبیه خودش بعد اینکه خرید و شانه کردن مو و مشروب را ترک کرده است!

داستان  پسرک و میخ ( فارسی و انگلیسی )

There once was a little boy who had a bad temper. His father gave him a bag of nails and told him that every time he lost his temper, he must hammer a nail into the back of the fence.

The first day, the boy had driven 37 nails into the fence. Over the next few weeks, as he learned to control his anger, the number of nails hammered daily gradually dwindled down.

He discovered it was easier to hold his temper than to drive those nails into the fence.

Finally the day came when the boy didn’t lose his temper at all. He told his father about it and the father suggested that the boy now pull out one nail for each day that he was able to hold his temper. The days passed and the boy was finally able to tell his father that all the nails were gone.

The father took his son by the hand and led him to the fence. He said, “You have done well, my son, but look at the holes in the fence. The fence will never be the same. When you say things in anger, they leave a scar just like this one.

You can put a knife in a man and draw it out. It won’t matter how many times you say I’m sorry the wound is still there. A verbal wound is as bad as a physical one.”

زمانی ،پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه  رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.

روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.

او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.

سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است.

دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


Charity begins at home.
چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است
Half a loaf is better than none.
کاچی بعضی هیچی.
Opportunity seldom knocks twice.
شانس یک بار در خونه رو می زنه .
 Walls have ears.
دیوار موش داره ، موشم گوش داره.
Truth has no answer.
حرف حساب جواب نداره.

دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

 سایت Lit2Go

Lit2Go بخشی از پایگاه آموزشی آنلاین فلوریداست که در آن مجموعه ای از داستان ها و اشعار انگلیسی با فرمت mp3 گردآوری شده است.

دانلود تمامی فایل های این مجموعه کاملاً رایگان است. شما می توانید در کنار فایل صوتی هر شعر یا داستان، متن آن را هم دریافت کنید.

این مجموعه می تواند در تقویت مهارت های شنیداری و همچنین افزایش دامنه ی واژگانی کمک بسیار زیادی به شما بکند.

اشعار و داستان های این پایگاه را می توان براساس نام مؤلف، نام اثر، و یا هر کلمه ی کلیدی دیگر جستجو کرد.


آدرس سایت



جستجو بر اساس نام مؤلف



جستجو بر اساس نام اثر



جستجوی آزاد



نمونه ای از مجموعه آثار این سایت

نام اثر: جوجه اردک زشت (The Ugly Duckling)

نویسنده: هانس کریستین اندرسن

دریافت فایل صوتی (20 دقیقه و 58 ثانیه)


دریافت متن داستان


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________

در این سایت می توانید شکل و تلفظ صحیح علائم فونتیکی سه زبان انگلیسی آمریکایی ، آلمانی و اسپانیایی را  بیاموزید.

دروس این سایت در قالب انیمیشن های فلش است


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


در سایت زیر می توانید به 100 سخنرانی برتر قرن بیستم دسترسی پیدا کنید که هم متن داره ، هم صوت و هم تصویر!

یعنی در حین گوش دادن به سخنرانی ، متن سخنرانی رو هم می خونید!


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


انواع منابع زبان انگلیسی برای دانش آموزان و معلمان


 ادرس مجله انگلیسی



دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


1) Listening

 Easy Levels 

2) Simple and Fun Activities

 Intermediate Level 

3) Hiroshima University's Virtual University: A Great Site!

4) Interesting Stories

5) BBC: News, Music, Business English

6) Listen to Interesting Stories While Reading Along

7) NBA Game Highlights

 Advanced Level 

8) Movie Transcripts

9) Podcasts

10) BBC: News, With Transcripts

11) CNN: Learning English

12) National Public Radio: News Hour, With Transcripts

13) Stories about American Culture

14) Advertisements for American Movies

15) Interesting Movie Advertisements with Exercises!

16) Famous Speeches in History


 All Levels 

1) Fun Quizzes

2) Word Puzzles

3) Vocabulary Level Tests

4) Interesting Crossword Puzzles

 Easy Level 

5) The 1000 Most Common Words

6) How the Alphabet Developed

 Intermediate Level 

7) Communicative Test: Made for Japanese University Students

8) Slang

9) Homonyms

10) Lots of Fun Activities

 Advanced Level 

11) TOEFL Vocabulary Practice

12) Common Errors

13) Proverbs


 All Levels 

1) Interesting Quizzes

2) More Interesting Quizzes

 Intermediate Level 

3) Grammar Test: Made for Japanese University Students

4) Comprehensive Grammar Explanation

5) Phrasal Verbs

6) Grammar Help from the BBC

7) Other Grammar

 Advanced Level 

8) TOEFL Grammar Practice

9) More TOEFL Grammar


 Easy Level 

1) Reading

2) Good Reading Exercises

 Intermediate Level 

3) Remarkable Translation Page

4) Science

5) Culture Capsules

6) Comics

7) Alice in Wonderland

8) Interesting Reading Texts with Exercises

 Advanced Level 

9) Daily News Quiz

10) Interesting Materials about Foreign Cultures

11) Some On-line Magazines

12) Some Other News Sites

13) Free Electronic Books!


 All Levels 

1) Chat-- Lauer's Favorite Site!

2) Conversation Questions—Do these with a friend!

 Easy Level 

3) Travel Vocabulary

4) Basic Pronunciation

 Intermediate and Advanced Level 

5) Pronunciation: Word Stress

6) Oral Presentations


 All Levels 

1) Writing: Made for Japanese University Students

2) Keypals (Penpals)

3) The Open Diary

 Easy Level 

4) Write Funny Sentences

5) Write a Funny Story

6) Spelling

 Intermediate and Advanced Level

7) Purdue University Writing Lab

8) Examples of Essays

9) Practice Writing TOEFL Essays, and Receive a Score!

Other Good Sites

1) Links to Many English Learning Sites!

2) Various Interesting Activities

3) On-line Encyclopedia

4) On-line Dictionary

دوشنبه هشتم فروردین 1390 |- teacher -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________